کاربر مهمان خوش آمدید صفحه اصلی | جستجو | مباحث فعال | ورود

دومین تمرین الزامی علوم بلاغی 2 تنظیمات
استاد علوم بلاغی (2)
ارسال شده: 1 آذر 1392   ساعت: 6:56:36 ب.ظ.
رتبه: عضو عادی
گروه ها: آموزشیار

تاریخ عضویت: 23/1/1390
ارسال ها: 19
«بسم الله الرحمن الرحیم»

با سلام و احترام خدمت دانشجویان گرامی؛
دومین تمرین الزامی: برای هر کدام از انواع استعاره که در جلسات 9، 10 و 11 ذکر شده یک مثال نوشته، ضمن ترجمۀ عبارت، آن را مانند موارد تطبیق که در جزوه ذکر شده، به صورت کامل توضیح دهید.
مثالهایتان می‌تواند از آیات قرآن کریم، احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام)، اشعار فارسی و عربی و یا جملات ساده و روان خودتان باشد.
توجه: مثالها نباید از مثالهای ذکر شده در کتاب یا مثالهای دیگر دانشجویان باشد.
برای ارسال پاسخ تا تاریخ 92.9.20 فرصت دارید.

پاسخهای خود را از طریق تالار ارسال نمایید و در صورتی که در تالار با مشکل مواجه شدید به صندوق پیام استاد علوم بلاغی (2) ارسال نمایید.
برای نظم بیشتر تالار به نکات ذیل توجه کنید:
* برای فرستادن مطالبتان از گزینه ارسال پاسخ استفاده کنید.
* حتما مطالب خود را با اندازۀ 7 وبا رنگهای خوانا ارسال کنید.
* در صورتیکه مطالبتان به دلیل حجم زیاد به صورت کد ظاهر شد حتما آن مطلب را حذف کنید و بعد در چندین مرحله به صورت جداگانه ارسال کنید.
* دقت داشته باشید که موارد ارسالیتان تصحیح می‌شود و نمرۀ کامل به پاسخهایی که نکات ذکر شده را رعایت نمایند اختصاص می‌یابد.
با آرزوی توفیق روزافزون
یا علی

سلیمه عیسی بور چاخانسری
ارسال شده: 2 آذر 1392   ساعت: 1:03:16 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 13/7/1387
ارسال ها: 343

به نام خدا

1- استعاره اصلیه


مثال: «قالَ لَو اَنَّ لى بِكُم قُوَّةً اَو ءاوى اِلى رُكن شَدید» (سوره هود آیه 80)
ترجمه: كه لوط(علیه السلام)آرزو مى‌كند براى او نیرویى فراوان باشد یا به تكیه‌گاهى محكم پناه برد،
در این مثال استعاره اصلیّه وجود دارد; یعنى متكلّم، عشیره نیرومند را به تكیه‌ گاهى محكم تشبیه كرده است. سپس با حذف مشبّه (عشیره نیرومند) ركن شدید را براى آن استعاره آورده است در این نوع استعاره، میان دو شىء اصالتاً استعاره جارى است و استعاره میان آنها، تابع استعاره پیشین نیست.



2- استعاره تبعیه


مثال: «هـذا كِتـبُنا یَنطِقُ عَلَیكُم بِالحَقِّ» ( سوره جاثیه آیه 29)
در این مثال استعاره از نوع تبعیّه است; یعنى متكلّم دلالت روشنِ كتاب را به نطق تشبیه، آنگاه مشبّه (دلالت روشن) را حذف، و از نطق، فعلِ ینطق را مشتق كرده و به‌ صورت استعاره براى بیان «دلالت روشن» به ‌كار برده است این نوع استعاره از آن رو تبعیّه نام گرفت كه استعاره در فعل، تابع استعاره پیشین در اسم و مصدر آن فعل است.



3- استعاره بالکنایه


مثال: «اَلَّذینَ یَنقُضونَ عَهدَ اللّهِ مِن بَعدِ میثـقِهِ» (سوره بقره آیه 27)
در این مثال ابتدا عهد به چیزى مانند ریسمان تشبیه شده، آنگاه نام ریسمان براى عهد عاریه گرفته شده است. سپس مشبّهٌ‌ به (ریسمان) حذف و یكى از لوازم آن‌ كه نقض (باز‌كردن) است، به‌ صورت قرینه در جمله آورده شده است، تا اشاره‌اى به آن تشبیه ذهنى باشد. دلیل وجود چنین استعاره‌اى نیز اسناد نقض به عهد است كه امرى معنوى و غیر قابل باز كردن به شمار‌مى‌رود.


4- استعاره مصرحه


مثال: «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم»
در این مثال ایمان كه مشبّه است، حذف، و صراط مستقیم كه مشبّهٌ به است ذكر شده است. وجه شبه (جامع) در آن دو «رساندن به مقصد» است.
و یا این مثال: ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم ***** یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
توضیح آنکه « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . آفتاب خوبان « مشبه به » است که ذکر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است .



5- استعاره وفاقیه


مثال: «كِتـبٌ اَنزَلنـهُ اِلَیكَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّـلُمـتِ اِلَى النّورِ» (سوره ابراهیم آیه 1)
در این مثال لفظ نور براى هدایت استعاره آورده شده و این دو قابل جمع است; به این معنا كه یك شىء، هم مى‌تواند نور باشد و هم هدایتگر. در این استعاره مفهوم مشبه و مشبه به در یک شی جمع شده اند.
و یا مانند استعارۀ «حیات» از «هدایت» كه هر دو در یك موضوع (فردِ حی هدایت شده) جمع می‌شود.



6- استعاره عنادیه



مثال: «فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَلیم» (سوره آل عمران آیه 21)
در این مثال ترساندن از عذاب دردناك الهى به جاى «اَنْذِرهم» با واژه «بشّرهم» بیان شده است، درحالى‌كه بشارت به خبر شادى‌بخش اختصاص دارد. كافران به آیات الهى و كشندگان پیامبران، براى مزد عملشان در انتظار خبرى شادى‌بخش باشند و آن، عذاب دردناك الهى است. در این استعاره مفهوم مشبه و مشبه به در یک شی جمع نشده اند.



7- استعاره مجرده


مثال: «فَاَذقَهَا اللّهُ لِباسَ الجوعِ و الخَوفِ» (سوره نحل آیه 112)
در این آیه، خداوند مواجهه با آثار زیانبار و فراگیر ناشى از گرسنگى و ترس را به چشانیدن مزه تلخ تشبیه كرده، آنگاه لفظ «أذاق» را براى آن استعاره آورده است. سپس در ادامه جمله، یكى از خصوصیات و مناسبات مستعارٌله را ذكر كرده است. مستعارٌله، آثار زیانبار گرسنگى و خوف است كه سراسر جسم و جان انسان را دربرمى‌گیرد، و ویژگى مناسب با آن لباس است.



8- استعاره مطلقه


مثال: «اُولـئِكَ الَّذینَ اشتَرَوُا الضَّلــلَةَ بِالهُدى والعَذابَ بِالمَغفِرَةِ فَما اَصبَرَهُم عَلَى النّار» (سوره بقره آیه 175)
در این آیه، جایگزینى و انتخاب ضلالت به جاى هدایت، و عذاب به جاى مغفرت، به خرید و فروش تشبیه، و لفظ «اشتَرَوُا» براى آن جایگزینى، استعاره آورده شده است، بدون آنكه به هیچ‌یك از ویژگیهاى مستعارٌله یا مستعارٌمنه اشاره شود.



9- استعاره مرشحه


مثال: فقلت له لما تمطى بصلبه ***** واردف اعجازا و ناء بكلكل
چون براى شب سينه اى در نظر گرفته كه آن را به جلو مى كشد، مقتضيات اين كار از قبيل اعجاز و كلكل را بدنبال آن ذكر كرده است.
و یا مانند مثال:
از لـعـل تـو گـر یـابـم انـگشـتری زنـهـار ***** صـد مُلكِ سلیـمانم در زیـر نگـین باشد
در این بیت «لعل» مستعارٌمنه و «انگشتری» و «نگین» از ملایمات آن است.



10- استعاره تحقیقیه


مانند: «مَن بَعَثَنا مِن مَرقَدِنا» (سوره یس آیه 52)
در این مثال رقاد (خواب) براى مرگ استعاره آورده شده و جامع در آن انجام نیافتن كار است كه هر سه، عقلى‌هستند.



11- استعاره تخییلیه


مثال: اَصلُ العَطایا دَخلُنا ، ذُخرُالبَرایا نَخلُنا ******* یا مَن لِحُبُّ أَو نَوَی ، یَشکو مَخالیبَ النّوَی
در این نمونه شاعر هجران ( النّوی) را به حیوان درنده ای تشبیه نموده و آنگاه ( مخالیب ) را که از مختصات درنده است را برای هجران اثبات نموده و به ( النّوی) اضافه کرده است .



12- استعاره تمثیلیه


مثال: «یَومَ یُكشَفُ عَن ساق» (سوره قلم آیه 42)
ترجمه: روزى كه [لباس] از ساق پا برگرفته شود.
این جمله براى بیان شدّت و دشوارى امرى استعاره آورده مى‌شود. گویا خداوند حال كسى را كه با دشوارى محاسبه روز قیامت مواجه است و باید خود را براى تحمّل طاقت‌فرساى آن آماده كند، به حال كسى تشبیه كرده است كه براى انجام‌دادن كارى شاق كه به تلاش و جدّیت فراوان نیاز دارد، ابتدا دامن لباس خود را بالا مى‌زند تا از عهده انجام آن كار برآید. سپس «یُكشَفُ عَن ساق» را براى آن شخص استعاره آورده است.


[size=9][size=7]13- استعاره عامیه:


هر گاه وصف مشترک میان مستعارله و مستعار منه بر همگان آشکار باشد.
‌و‌ سالت باعناق المطی الاباطح. رودخانه ‌با‌ گردن های شتران موج می زد.(منظور حاجیان سوار بر شتر در مسیر رودخانه است که به سیل تشبیه شده)مانند مثالی که عوام می زنند: سیل ملخ آمد.

14-استعاره خاصیه:


هر گاه وصف مشترک میان طرفین استعاره امری نامعلوم باشد.
الهی لا تذرنی فی غمرتی: خدایا مرا در گرداب جهالتم رها مکن. وجه شبه جهالت ‌است اما چون‌ گرداب ‌به‌ سختی در ذهن انسان آشکار می شود استعاره ی خاصیه است.
[/size[/size
]]
ناهید سادات امینی
ارسال شده: 2 آذر 1392   ساعت: 11:31:31 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 26/6/1389
ارسال ها: 78
با سلام و احترام

استعاره اصلیه:
هر گاه لفظ مستعار جامد باشد.
واعتصموا بحبل الله جمیعا. به ریسمان الهی بیاویزید.
ألا و إنَّ الشيطانَ قَدْ ذَمَّرَ. آگاه باشید که شیطان حزب خود را برانگیخته. لفظ مستعار منه «شيطان» اسم جامد است

استعاره تبعیه:ا
بر آمـد و باز بر سرِ سبـزه گریسـت .
گریست یا همان لفظ مستعار در اینجا فعل است و جامد نیست.

استعاره بالکنایه (مکنیه)
هرگاه لفظ مستعار مشبه باشد
من‌ انتجح فضلک: کسی که فضل ‌تو‌ ‌را‌ بخواهد.
توضیح: «فضل» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب ‌و‌ علوفه است چون فضل خداوند تشبیه ‌به‌ آب ‌و‌ علوفه شده است ‌و‌ مشبه ‌به‌ حذف شده است

استعاره تصريحيه‌ :

زلف‌ آشفته‌ و خوي‌ كرده‌ و خندان‌ لب‌ و مست‌ پيرهن‌ چاك‌ و غزل‌ خوان‌ و صراحي‌ در دست‌
نرگسش‌ عربده‌ جوي‌ و لبش‌ افسوس‌ كنان‌ نيمه‌ شب‌ بر لب‌ بالين‌ من‌ آمد بنشست‌
در مصراع‌ نخست‌ از بيت‌ دوم‌ "نرگس‌" - كه‌ لفظ‌ مستعار است‌ - به‌ جاي‌ "چشم‌" كه‌ در كلام‌ نيست‌، آمده‌ و در اصطلاح‌ گويند: نرگس‌ استعاره‌ از چشم‌ است‌. به‌ اين‌ گونه‌ از استعاره‌، "مصرحه‌" يا "تصريحيه‌" گويند.

استعاره وفاقیه :

1.سبحانک باهرالایات: ‌تو‌ ای خدا پاک ومنزه هستی ‌و‌ ظاهر کننده ی نشانه ها هستی.
توضیح: (الایات) استعاره ی مکنیه ‌از‌ نور خورشید است ‌و‌ چون در یک زمان ما هم می توانیم نور خورشید ‌را‌ ببینیم ‌و‌ هم می توانیم آیات خدا ‌را‌ گوش دهیم استعاره ی وفاقیه است.

استعاره عنادیه
هرگاه مفهوم مشبه و مشبه به در یک شیء جمع نشود.
تبهنی ‌من‌ رقده الغافلین ‌و‌ سنة المسرفین ‌و‌ نعسة المخذولین: مرا ‌از‌ خواب غافلان ‌و‌ چرت اسراف کاران ‌و‌ خوارشدگان بیدار کن.
توضیح: چون جمع شدن خواب یا چرت ‌و‌ اظهار بی توجهی ‌به‌ احکام خداوند در یک زمان محال است ‌و‌ انسان در حال خواب ‌و‌ چرت کاملاً خوابیده ‌و‌ در ‌او‌ هوشیاری وجود ندارد، ‌به‌ همین دلیل نمی تواند خواب و چرت با بیداری و هوشیاری قابل جمع باشد به همین دلیل استعاره عنادیه است

استعاره تحقیقه
هرگاه مفهوم به دست آمده از لفظ مستعار محسوس یا معقول باشد
انزلت فیه ‌من‌ القرآن ‌و‌ النور: در این ماه قرآن ‌و‌ نور فرود آوردی.
توضیح: ‌ قرآن تشبیه ‌به‌ نور شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی قرآن حسی ‌و‌ قابل دیدن است پس استعاره تحقیقیه است.

استعاره تخییلیه
هرگاه مفهوم بدست آمده از لفظ مستعار یک امر موهوم و خیالی باشد
جداول رحمة نشرتها: چه بسیار جوی های رحمتی که آن ‌را‌ پخش کردی.
توضیح: «جداول» استعاره ی تخیلیه است، چون «رحمة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب است ‌و‌ «جداول» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است ‌و‌ جوی تخیلی تشبیه ‌به‌ جوی حقیقی شده است.

استعاره عامیه:
اشحنه بعبادتنا ایاک : ماه مبارک رمضان ‌را‌ پر ‌از‌ عبادت ما کن.
این استعاره عامیه است چون وجه شبه فوراً در ذهن انسان آشکار می شود.


استعاره ی خاصیه :
استعاره ای است که وجه شب آن پیچیده ‌و‌ غامض بوده ‌و‌ جز خواص ‌و‌ صاحب نظران آن ‌را‌ نمی فهمند.
خلصنی ‌من‌ لهوات البلوی : مرا ‌از‌ دهان های بلا ‌و‌ مصیبت رهایی بده.
توضیح: ( البلوی) استعاره ی مکنیه ‌از‌ خورنده ی غذا است برای این که بلا ‌و‌ مصیبت انسان ‌را‌ ‌از‌ هر طرف احاطه می کند ‌و‌ انسان ‌را‌ می بلعد همان طور که انسان غذا ‌را‌ می بلعد ‌و‌ چون جامع در این جا پیچیده است پس استعاره خاصیه است.

استعاره مجرده
هرگاه استعاره پس از گرفتن اجزا و قرائن وصف متناسب با مستعارله داشته باشد
نطهرها باخراج الزکوات: آن اموال ‌را‌ ‌با‌ دادن زکات ها می بخشیم.
توضیح: چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه (مستعارله) یعنی «اخراج الزکوات» ذکر شده است، استعاره مجرده است.

استعاره مطلقه
هرگاه استعاره پس از گرفتن اجزا و قرائن بدون هرگونه قید و وصفی برای مستعارله یا مستعار منه باشد.
غمرهم بالطول ‌و‌ المن: آن ها ‌را‌ غرق در نعمت کرد.
توضیح: المن ‌و‌ الطول استعاره ‌از‌ باران است ‌و‌ نعمت ‌به‌ باران در کثرت تشبیه شده است وچون در کلام، هیچ یک ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ذکر نشده استعاره مطلقه است.

استعاره مرشحه
هرگاه استعاره پس از ملاحظه ارکان و قرینه وصف متناسب با مستعارمنه داشته باشد.
فللت لی حده: تیزی ‌او‌ ‌را‌ ( نیروی ‌او‌ ‌را‌ ) برای ‌من‌ کند کردی.
توضیح: «حد» ‌به‌ معنی تیزی استعاره ‌از‌ نیرو ‌و‌ قوت است ‌و‌ نیرو ‌و‌ قوت تشبیه ‌به‌ تیزی شمشیر شده است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «فللت» ذکر شده است، استعاره مرشحه است.

استعاره تمثیلیه
مستعارله و مستعارمنه از امور گوناگون گرفته شده و در واقع هر دو رکن استعاره جمله است: خواه شعر یا نثر
اغرق نزعاً فی توفیته: کمان ‌را‌ زیاد کشید.
توضیح: حال کسی که درچیزی مبالغه می کند ‌به‌ حال کسی تشبیه شده است که در کشیدن کمان مبالغه می کند سپس جمله ی مشبه حذف ‌و‌ جمله ی مشبه ‌به‌ باقی مانده است ‌و‌ ‌از‌ باب این که عوام ‌و‌ خواص این جمله ‌را‌ ‌به‌ کار می برند مثل است.

رقیه قوامی
ارسال شده: 3 آذر 1392   ساعت: 2:03:52 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو, کاربر عادی

تاریخ عضویت: 22/9/1388
ارسال ها: 143
انواع استعاره از لحاظ وجود مشبه­به
1. استعاره مصرحه:
استعاره مصرّحه(تحقیقیه): اگر از کل تشبیه فقط "مشبه­به" بماند استعاره را مصرحه یا آشکار می­گویند؛ که خود بر چندین قسم است: (استعاره مصرحه مجرده، استعاره مصرحه مطلقه، استعاره مصرحه مرشحه، استعاره اصلیه و تبعیه، استعاره نزدیک و استعاره دور، وفاقیه و عنادیّه از انواع دیگر استعار ه مصرحه میباشد).
ا. استعاره مصرحه مجرده: مشبه­به + صفات یا اجزاء مشبه(یعنی در کلام مشبه­به با ملائمات مشبه همراه است).
ب. استعاره مصرحه مطلقه: مشبه­به+ صفات یا اجزاء مشبه و مشبه­به(یعنی مشبه­به را ذکر کنیم و با ان هم از ملائمات مشبه­به و هم از ملائمات مشبه چیزی بیاوریم).
ج. استعاره مصرحه مرشحه: مشبه­به + صفات یا اجزاء همان مشبه­به(یعنی مشبه­به را همراه با یکی از ملائمات خود ان مشبه­به ذکر
از لعل تو گریابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد (حافظ)
لعل، استعاره آشکار از لب سرخ یار است، زیرا حافظ به قرینه از آن زنهار خواسته.
د‌. استعاره اصلیه و تبعیه:
اصلیه: هر گاه اسم یا گروه اسمی، استعاره واقع شوند، استعاره را اصلیه میگویند:
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می­کند شب همه شب دعای تو

"گل خوش نسیم" استعاره از معشوق و بلبل استعاره از عاشق است.

استعاره تبعیه: اگر صفت و فعل استعاره شوند، استعاره را تبعیه گویند.
تا بماند جانت خندان تا ابد
همچو جان پاک احمد بااحد (مولوی)
در این بیت "خندان" که صفت است، استعاره از شادابی و با طراوت بودن است.

ه‌. استعاره آشنا و شگفت
استعاره نزدیک و آشنا: در این استعاره به راحتی می توان به جامع(وجه شبه) پی­برد.
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که بر مردم هشیار چه کرد
دراین بیت، نرگس استعاره­ای آشکار از چشم است.

استعاره دور و شگفت: استعاره­ای است که جامع دیریاب باشد:
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوا بشکنیم (حافظ)
شاعر در عالم خیال سالوس و تقوا را به صورت انسان یا حیوان مجسم کرده است.

و‌. استعاره وفاقیه و عنادیه
استعاره وفاقیه: استعاره­ای که گرد آوردن و جمع بین مشبه و مشبه­به در آن ممکن باشد:
"مرده را اگر بیاموزی و راه بنمایی زنده خواهد شد".
استعاره عنادیه: عکس وفاقیه است، یعنی آوردن مشبه و مشبه­به بصورت یکجا ممکن نباشد:
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
در این بیت، استعاره عنادیه روی داده است؛ زیرا تبریک به مناسبت آمدن غم، که هر دو در یکجا نمی­گنجد.

2. استعاره مکنیّه(تخییلیّه)
هر گاه از ارکان تشبیه، فقط مشبه با یکی از لوازم مشبه­به بیاید؛ استعاره مکنیّه است. که اگر "مشبه­به" حذف شده، جاندار یا انسان باشد، استعاره مکنیه، "تشخیص" یا "شخصیت بخشی" است و اگر "مشبه­به" حذف شده، جاندار نباشد استعاره، فقط مکنیّه است:
تو را از کنگره عرش می­زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است(حافظ)
مشبه­به "قصر" است که غیر جاندار و از لوازم کنگره عرش می­باشد.
-استعاره مکنیه (تشخیص):
به چشم عقل در این راهگذار پر آشوب
نگر که کار جهان بی­ثبات و بی­محل است(حافظ)
مشبه­به "انسان" است و جاندار؛ و چشم از لوازم و ملائمان انسان می­باشد.

استعاره دارای اقسامی است:
1- استعارۀ مفرد: مستعارِ آن یك كلمه است، اعمّ از كلمۀ مفرد یا كلمۀ مركّب، در مثال بالا، «نرگس» كلمۀ مفرد و «گل زرد»، كلمۀ مركّب است.
2 - استعارۀ مركّب: مستعار آن یك جمله می باشد، مانند «هزاران نرگس از چرخِ جهان‌ گرد فرو شد» به جای «شب به پایان رسید» و «برآمد یك گلِ زرد» به جای «خورشید طلوع».
3- استعارۀ مَكنیّه: مستعارٌله (مشبّه) را همراه با یكی از لوازم یا ملایماتِ مستعارٌمنه (مشبّه‌به) ذكر، و مستعارٌمنه را اراده می­كنند. مانند:
ارغوان جـامِ عقـیقی به سمن خواهـد داد
چشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد
(حافظ)
كه در آن مستعارٌله (نرگس)، با كلمۀ «چشم» كه از لوازم مستعارٌمنه (انسان) است، همراه شده است.
4 ـ استعارۀ مُصَرَّحه: مستعارٌمنه (مشبّه‌به) را ذكر و از آن مستعارٌله‌ (مشبَّه) را اراده می­كنند، مانند «نرگس» و «گل زرد» در بیت فوق.
5ـ استعارۀ مركّب: صورتی را كه منتزع از امور متعدّد باشد ذكر و صورتی دیگر را اراده می­كنند، كه آن نیز منتزع از امور متعدّد است. مانند:
به هر كه عرضـه دهـم دردِ خـویـش می‌نگرم
كــه غــرقـه‌ام مـن و او بــر كـنار مـی‌گـذرد
(عرفی شیرازی)
كه در این بیت «غرقه‌ بودن صاحب شكوه و بر ساحل گذشتن كسی كه نزد او شكوه برده» (مستعارٌمنه) تصویر مركّبی است كه از آن «دردمند‌ بودن صاحب شكوه و آسودگی و بی‌خبری كسی كه نزد او شكوه برده» (مستعارٌله) اراده شده است.
6ـ استعارۀ تحقیقیّه: آن است که مستعارٌله محذوف، امری حسّی یا عقلی ­باشد؛ حسّی، مانند «شیر» در معنی «انسانِ شجاع» و عقلی، مانند «صراطِ مستقیم» در معنی «دینِ مبین».
7ـ استعارۀ تخییلیّه: آن است که مستعارٌله محذوف، امری وهمی باشد، مانند «چنگالِ مرگ» كه نخست قوّۀ وهم، صورتی وهمی شبیه به صورت چنگال واقعی برای مرگ اختراع می‌كند و سپس «چنگال» را در غیر معنی اصلی به كار می‌برد.
8 ـ استعارۀ محتمله: آن است كه از یك نظر تحقیقیّه و از نظر دیگر تخییلیّه به شمار آید، یعنی مستعارٌله محذوف محتملِ هر دو وجه (وجه حسّی و عقلی، وجه وهمی)‌ باشد.
9ـ استعارۀ اصلی: مستعارٌمنه آن اسم جنس (اسم ذات یا اسم معنی) باشد، مانند «نرگس» كه استعاره از «چشم» است.
10ـ استعارۀ تَبَعی: مستعارٌمنه در آن فعل، شبه فعل، اسماء مشتق یا حرف باشد. مانند:
ابر آمـد و باز بر سرِ سبـزه گریسـت
بی‌ بــادۀ گلـرنگ نمی‌بـایـد زیسـت
(خیام)
در این «گریستن» از «باریدن» استعاره است.
11ـ استعارۀ تحقیقی: جامع آن داخل در مفهوم طرفین استعاره است، یعنی در مستعارٌله و مستعارٌمنه جامع ذاتی وجود دارد. مانند «پریدن» و «چكیدن» در این بیت:
خواسـت پـریـدن چـمـن از چابـكـی
خواسـت چكـیدن سـمن از نازكــی
(نظامی گنجوی)
«پریدن» استعاره از «هیجان» و جامعِ آن «تندی حركت» است كه در مستعارٌله و مستعارمنه ذاتی است. همچنین «چكیدن» استعاره از «انفصال و گسیختن» و جامعِ آن «تفرّق اجزا از یكدیگر» است، كه در مستعارٌمنه و مستعارٌله ذاتی است.
12ـ استعارۀ تخییلی: جامع آن داخل در مفهوم طرفین نیست ؛ یعنی در مستعارٌله و مستعارٌمنه جامع ذاتی وجود ندارد، مانند استعارۀ «سرو» به جای «قامت» كه جامع آن دو «بلندی و موزونی» است كه در هر دو غیر ذاتی (عارضی) است.
13ـ استعارۀ عامّیـّۀ قریبه: جامع آن مأنوس و معمولی است، به گونه‌ای كه ذهن به آسانی آن را درمی­یابد، مانند جامع «شجاعت» در استعارۀ «شیر» به جای «انسان شجاعِ».
14ـ استعارۀ خاصّـۀ غریبه: جامعِ آن نامأنوس و غیرمعمول است، به گونه‌ای كه ذهن به دشواری آن را درمی­یابد، مانند:
در نـعره خُـناق آرد و در جـلوه تَشَـنُّج
گـر بأسِ تو یاری ندهد كوس و عَلَم را
(انوری)
در این بیت «خناق» استعاره از «صدای كوس» و جامعِ آن «بَم بودن صدا» و نیز «تَشَنّج» استعاره از «تكان خوردن عَلَم» و جامع آن «لرزیدن» است.
15ـ استعارۀ وفاقیه: استعاره­ای است که طرفین آن در یك موضوع جمع شود، مانند استعارۀ «حیات» از «هدایت» كه هر دو در یك موضوع (فردِ حی هدایت شده) جمع می‌شود.
16ـ استعاره عنادیه: استعاره­ای است که طرفین آن در یك موضوع جمع نمی‌شود، مانند استعارۀ «موت» از «ضلالت»، كه گمراهی در مورد مُرده مصداق ندارد و این دو در یك فرد جمع نمی‌شود.
17ـ استعارۀ مجرّده: آن است كه مستعارٌمنه با ملایمات مستعارٌله همراه باشد، مانند:
نـرگـسِ مـست نـوازش كـنِ مـردم دارش
خونِ عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
(حافظ)
در این بیت «نرگس» مستعارٌ منه و «مستی»، «نوازش كردن» و «مردم‌داری» از ملایمات مستعارٌله (چشم) است.
18ـ استعارۀ مرشّحه: آن است كه مستعارٌمنه با ملایمات خود همراه شود، مانند:
از لـعـل تـو گـر یـابـم انـگشـتری زنـهـار
صـد مُلكِ سلیـمانم در زیـر نگـین باشد
(حافظ)
در این بیت «لعل» مستعارٌمنه و «انگشتری» و «نگین» از ملایمات آن است.
19ـ استعارۀ مطلقه: آن است كه مستعارٌمنه قرینِ ملایمات نباشد و خود به تنهایی ذكر شود، مانند:
شكوفه بر سرِ شاخ است چون رخسارۀ جانان
بـنفشـه بر لـبِ جــوی است چون جرّارۀ دلـــبر
(عبدالواسع جبلی)
در این بیت «جرّاره» استعاره از «زلف» است و با ملایمات همراه نیست.
فاطمه شاکریان
ارسال شده: 4 آذر 1392   ساعت: 9:46:06 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 16/9/1389
ارسال ها: 429

انواع استعاره بر اساس لفظ مستعار :
استعاره اصليّه :
اگر لفظ مستعار اسم جامد برای ذات باشد و يا اسم جامد برای معنی باشد اعم از اينكه مصرحه باشد يا مكنيه ، آن را استعاره ى اصليّه مى نامند
{ سوره الحديد ، آیه 12} يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ .
(اين پاداش بزرگ) در روزى است كه مردان و زنان باايمان را مى‏نگرى كه نورشان پيش‏رو و در سمت راستشان بسرعت حركت مى‏كند (و به آنها مى‏گويند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان) آن جارى است; جاودانه درآن خواهيد ماند! و اين همان رستگارى بزرگ است!
در این آیه « ایمان » به « نور » تشبيه شده است و لفظ مستعار « نور » جامد است .



استعاره تبعيّه :
اگر لفظ مستعار فعل يا اسم فعل يا اسم مشتق يا اسم مبهم يا حرف باشد اعم از اينكه مصرحّه باشد يا مكنيّه ، آن را استعاره تبعيّه نامند .
{ نهج البلاغه ، خطبه 4} بنا اهتديتم فى الظلماء و تسنمتم العلياء .
به راهنمايى ما از تاريكى درآمديد و به ذروه ى برترى برآمديد.
«الظلماء » و « تسنمتم » استعاره براى « جهالت » و « عزت و اعتبار يافتن » است كه تبعيه می باشد چرا که «الظلماء » از نوع اسم مشتق و « تسنمتم » در فعل جارى شده است .


استعاره تصريحيّه ( مصرحّه ) :
استعاره ای كه مشبّه حذف و مشبه به در کلام ذكر شده باشد يعني لفظ مستعار در اصل مشبه به است ، آن را تصريحيّه ( مصرحّه ) نامند .
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم / یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
« آفتاب خوبان » استعاره برای « معشوق » است . « آفتاب خوبان » مشبه به است که ذکر شده و « معشوق » مشبه است که حذف شده است .


استعاره بالكنایه ( مكنیّه ) :
استعاره ای است كه در جمله فقط مشبّه ذكر شده باشد ، ولى مشبّهٌ‌به بالكنایه ( با ذکر يکی از لوازم مشبه به ) مورد اشاره قرار گرفته باشد ، آن را بالكنایه ( مكنیّه ) نامند .
{ صحیفه سجادیه ، دعای 44} نُورِدُ مِنْ أَبْوَابِ الطَّاعَةِ لَكَ .
‌از‌ درهای طاعت برای ‌تو‌ وارد می شویم.
« الطاعة » استعاره ی مکنیه ‌از‌ « اتاق » است چون « طاعت ‌« به‌ « اتاق » تشبیه شده است ‌و‌ مشبه ‌به‌ حذف شده است .


استعاره وفاقیّه :
استعاره ی وفاقیّه استعاره ای است که طرفین استعاره ‌به‌ جهت عدم منافات ‌با‌ یکدیگر قابل اجتماع در یک زمان ‌و‌ مکان باشد .
{ صحیفه سجادیه ، دعای 45} إِنَّ خَزَائِنَكَ لا تَنْقُصُ بَلْ تَفِيضُ .
گنجینه های ‌تو‌ کم نمی شود بلکه مثل سیل جاری می شود .
« خزائن » استعاره ی مکنیّه ‌از‌ « سیل » است ‌و‌ چون جمع شدن « سیل » ‌و‌ « گنجینه های خداوند ‌« و‌ در یک زمان ممکن است استعاره وفاقیّه است .


استعاره عنادیّه :
استعاره عنادیّه ، استعاره ای ست که ‌از‌ طرفین استعاره ‌به‌ جهت منافاتی که ‌با‌ یکدیگر دارند قابل جمع در یک زمان ‌و‌ مکان نباشند .
{ صحیفه سجادیه ، دعای 49} وَ لَمْ تَنَمْ عَنّي عَيْنُ حِرَاسَتِهِ .
چشم نگهبانی کننده اش ‌به‌ خاطر ‌من‌ نخوابید ‌و‌ این چشم مواظب ‌من‌ بود .
« حراسه » ‌به‌ معنی نگهبانی کردن استعاره مصرحه ‌از‌ « ضرر رساندن » است ‌و‌ این استعاره ، استعاره ی عنادیّه می باشد چون اجتماع نگهبانی کردن وضرر رساندن در یک زمان ومکان محال است .


انواع استعاره بر اساس طرفين :
استعاره تحقیقیّه :
استعاره ی تحقیقیّه آن است که مشبه امری محسوس باشد ‌به‌ گونه ای که بتوان ‌به‌ طور محسوس ‌به‌ آن اشاره نمود یا مشبه امری معقول باشد ‌به‌ گونه ای که بتوان ‌به‌ طور معقول ‌و‌ ‌به‌ صراحت عقلی ‌به‌ آن اشاره نمود .
{ صحیفه سجادیه ، دعای 44} اشْتَمَلَ عَلَیْنَا عَدُوُّكَ الشَّیْطَانُ .
دشمن ‌تو‌ شیطان مثل لباس اطراف ما ‌را‌ احاطه کرد .
« عدو » ‌به‌ معنای دشمن تشبیه ‌به‌ » لباسی که جسم انسان ‌را‌ احاطه می کند » شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی « عدو » حسی است پس استعاره تحقیقیه است .


استعاره ی تخیلیّه :
استعاره ی تخیلیّه آن است که مشبه نه محسوس باشد ‌و‌ نه معقول بلکه فرضی ‌و‌ خیالی باشد.
{ صحیفه سجادیه ، دعای 49} جَدَاوِلِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَهَا .
چه بسیار جوی های رحمتی که آن ‌را‌ پخش کردی .
« جداول » استعاره ی تخیلیّه است ، چون « رحمة » استعاره ی مکنیّه ‌از‌ « آب » است ‌و‌ « جداول » که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیّه است ‌و‌ جوی تخیّلی تشبیه ‌به‌ جوی حقیقی شده است .


انواع استعاره بر اساس جامع ( وجه شبه ) :
استعاره عامیّه :
استعاره ی عامیّه استعاره ی قریب ‌و‌ مبتذل است که بر سر زبان ها جاری است ‌و‌ نیازی ‌به‌ بحث ‌و‌ تفتیش ندارد .
‌و‌ سالت باعناق المطی الاباطح .
رودخانه ‌با‌ گردن های شتران موج می زد .
شاعر جماعت حاجیان ‌را‌ که سوار بر شتران بادی بودند ‌و‌ ‌به‌ سرعت فراوان در رودخانه حرکت می کردند تشبیه ‌به‌ سیل که آن نیز در رودخانه حرکت می کند نموده ‌و‌ سپس مشبه ‌به‌ « سالت » ‌را‌ آورده ‌و‌ اراده ی مشبه « سارت » کرده که استعاره ی عامیه است زیرا مردم عامی نیز نظیر این استعاره ‌را‌ می آوردند ‌و‌ می گویند « سیل ملخ آمد » .


استعاره خاصیّه :
استعاره ی خاصیّه استعاره ای است که وجه شب آن پیچیده ‌و‌ غامض بوده ‌و‌ جز خواص ‌و‌ صاحب نظران آن ‌را‌ نمی فهمند .
{ سوره الحديد ، آیه 11} مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ .
كيست كه به خدا وام نيكو دهد (و از اموالى كه به او ارزانى داشته انفاق كند) تا خداوند آن را براى او چندين برابر كند؟ و براى او پاداش پرارزشى است!
« یقرض » ‌به‌ معنای قرض دادن استعاره ی مصرحه ‌از‌ « تقدیم عمل صالح » است ‌و‌ « تقدیم عمل صالح » توسط انسان تشبیه ‌به‌ « قرض دادن » چیزی توسط انسان شده است ، چون همان طور که شخصی اگر عمل صالح ‌را‌ انجام دهد خداوند پاداش آن عمل صالح ‌را‌ در روز قیامت خواهد داد ، انسانی که چیزی ‌را‌ ‌به‌ کسی قرض دهد آن شخص قرض گیرنده بالاخره قرض خود ‌را‌ روزی پس خواهد داد ‌و‌ چون وجه شبه ‌به‌ سختی در ذهن انسان آشکار می شود استعاره ی خاصیه است .


انواع استعاره بر اساس تناسب وصف با مستعار له و مستعار منه :
استعاره مجرّده :
استعاره ی مجرّده استعاره ای است که در آن یکی ‌از‌ ملائمات مشبه آمده باشد .
{ صحیفه سجادیه ، دعای 45} لَكَ مِنْ قُلُوبِنَا عَقْدُ النَّدَمِ .
پشیمانی ‌از‌ قلب هایمان برای توست .
« عقد » ‌به‌ معنای بستن استعاره مصرحه ‌از‌ « محکم کردن » است ‌و‌ « محکم کردن » پشیمانی ‌و‌ صورت گرفتن آن تشبیه ‌به‌ « بستن ریسمان » شده است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه یعنی « قلوب » ذکر شده ، استعاره مجرّده است .


استعاره مطلقّه :
استعاره ی مطلقّه استعاره ای است که هیچ یک ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه به، ‌به‌ همراه نداشته باشد یا ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ‌با‌ هم داشته باشد ‌و‌ این استعاره برتر ‌از‌ استعاره ی مجرّده است .
{ بلد الامين ، دعای سريع الاجابة } يَا كَهْفِي .
ای پناهگاه من .
« کهف » ‌به‌ معنای غار ، استعاره ی مصرحه ‌از‌ « پناهگاهی » است که انسان در موقع گرفتاری ‌به‌ آن جا روی می آورد ‌و‌ چون در جمله هیچ یکی ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ذکر نشده است پس استعاره ی مطلقّه است .


استعاره مرشحّه :
استعاره ی مرشحه استعاره ای است که یکی ‌از‌ ملائمات مشبه ‌به‌ در آن ذکر شده باشد ‌و‌ ‌به‌ وسیله ی آن جانب استعاره گرفته شود ‌و‌ ‌از‌ استعاره طرفداری شود ‌و‌ ‌به‌ دنبال استعاره آورده شود آن چه ‌با‌ استعاره موافق است. استعاره ی مرشحه بلیغ تر ‌از‌ استعاره ی مجرده ‌و‌ مطلقه است چون ترشیح مشتمل بر تقویت مبالغه است زیرا مبالغه ‌به‌ وسیله استعاره ایجاد می شود که در آن حکم ‌به‌ اتحاد بین مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ شده ‌و‌ مشبه فردی ‌از‌ افراد مشبه ‌به‌ دانسته شده ‌و‌ تقویت مبالغه ‌به‌ وسیله ی ترشیح که ذکر یکی لوازم مشبه ‌به‌ است ایجاد می شود ‌و‌ مبنای ترشیح ابراز تناسی تشبیه ‌و‌ ادعای یکسان بودن مستعار منه ‌با‌ مستعار له است .
{ صحیفه سجادیه ، دعای 49} ثُمّ فَلَلْتَ لِي حَدّهُ .
تیزی ‌او‌ ‌را‌ ( نیروی ‌او‌ ‌را‌ ) برای ‌من‌ کند کردی .
« حد » ‌به‌ معنی تیزی استعاره ی مصرحه ‌از‌ « نیرو ‌و‌ قوت » است ‌و‌ « نیرو ‌و‌ قوت » تشبیه ‌به‌ تیزی شمشیر شده است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی « فللت » ذکر شده است ، استعاره مرشحه است .


استعاره تمثيليّه :
استعاره ی تمثیلیه ترکیبی است که در غیر معنای اصلی خودش ‌و‌ ‌با‌ علاقه ی مشابهت ‌به‌ کار برده شود ‌و‌ باید قرینه ای داشته باشد که ‌از‌ اراده ی حقیقی جلوگیری نماید ‌و‌ باید وجه شبه در آن ‌از‌ متعدد انتزاع شده باشد .
{ صحیفه سجادیه ، دعای 46} بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ .
در ‌تو‌ برای کسانی که می خواهند وارد آن در شوند باز است .
حال کسی که امید ‌به‌ بخشش خداوند دارد ‌و‌ خداوند ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ دعا ‌و‌ درخواست منع نمی کند تشبیه ‌به‌ حال کسی شده است که می خواهد ‌به‌ خانه ای وارد شود که همیشه درش باز است سپس جمله ی مشبه حذف ‌و‌ جمله ی مشبه ‌به‌ باقی مانده است ‌و‌ ‌از‌ باب این که عوام وخواص این جمله ‌را‌ ‌به‌ کار می برند ‌و‌ می گویند : « خدا درش برای همه باز است » مثل است .




« خدايا من در كلبه حقيرانه خود چيزي را دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري من چون تويي دارم و تو چون خود نداري »
لیلا سبحانی
ارسال شده: 4 آذر 1392   ساعت: 5:19:02 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 6/7/1388
ارسال ها: 165
]اصلیه: [/color]


استعاره:1/مستعار له2/مستعار منه3/الفاظ تشبیه4/وصف جامع
استعاره اصلیه مصرحه
لفظ مستعار جامد(مصدر یا ذات)و لفظ مستعار در اصل مشبه به باشد.
مردی را دیدم در حالیکه سرو گونه بود.
رایت الرجل بینما کارز.
الرجل در اینجا جامد است.

استعاره اصلیه بالکنایه
لفظ مستعار جامد(مصدر یا ذات)و لفظ مستعار در اصل مشبه باشد.
پسرم را دیدم در حالیکه همانند مرد بود.
رایت ابنی بینما کالرجل.

استعاره تبعیه
لفظ مستعار مشتق باشد.
کتاب همانند معلم است.(کتاب مشتق است)

استعاره تبعیه مصرحه
لفظ مستعار مشتق باشد و لفظ مستعار در اصل مشبه به باشد.
کتاب همانند معلم است.

استعاره تبعیه بالکنایه
لفظ مستعار مشتق باشد و لفظ مستعار در اصل مشبه به باشد .
روزگار خود کتابی بزرگ است.

استعاریه مصرحه وفاقیه
هر گاه مفهوم مشبه و مشبه به در یک شیء جمع شود ، استعاره را وفاقیه می نامند.
وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُور.
و خدا همان كسى است كه بادها را روانه مىكند پس [بادها] ابرى را برمىانگيزند و [ما] آن را به سوى سرزمينى مرده رانديم و آن زمين را بدان [وسيله] پس از مرگش زندگى بخشيديم رستاخيز [نيز] چنين است.(سوره فاطر آیه 9)

ُاستعاره مصرحه عناديّه
هر گاه مفهوم مشبه و مشبه به در یک شیء جمع نشود ، استعاره را عنادیه می نامند.
وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ
و آن كس كه آبى به اندازه از آسمان فرود آورد پس به وسيله آن سرزمينى مرده را زنده گردانيديم همين گونه [از گورها] بيرون آورده مىشويد.(سوره زخرف آیه 25)

استعاره تحقيقيه حسی و عقلی
مفهومی که از لفظ مستعار بدست میآیدبه شکل معقول یا محسوس باشد.
... فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا...
پس باخاک پاک تیمم کنید.(سوره مائده آیه 4)
أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ
يا [اين مرد] بر خدا دروغى بسته يا جنونى در اوست [نه] بلكه آنان كه به آخرت ايمان ندارند در عذاب و گمراهى دور و درازند.(سوره سبا آیه 28)


استعاره تخييليه
مفهومی که از لفظ مستعار بدست میآید جنبه تخیلی تصوری دارد.
أوصيكم بتقوى الله و أحذركم أيامه و أرفع لكم أعلامه فكان المخوف قد أفد بمهول وروده و نكير حلوله و بشع مذاقه فاعتلق مهجكم(تحف العقول صفحه239)


استعارۀ عامّیـّۀ
وصف مشترک میان مستعار له و مستعار منه بر همگان آشکار باشد .
با چشم خود دریای جود را دیدم.

استعارۀ خاصّیـه
هر گاه وصف مشترک میان طرفین استعاره امری پنهان و نا معلوم باشد .
طرف گربه چاق کنه.
طرف به شخص مقابل که خصلت های خوبی ندارد آنقدر خوبی کرده است و طرف به او پشت پا زده.


استعاره مجرّده
هر گاه استعاره پس از قرار گرفتن اجزاء و قرائن , متناسب با مستعار له(مشبه) داشته باشد .
اعْدُدْ رَسُولَ اللَّهِ وَ اعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ الْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا
وَ اعْدُدْ عَلِيَّ الْخَيْرِ وَ اعْدُدْ جَعْفَراً وَ اعْدُدْ عَقِيلًا بَعْدَهُ الرُّوَّاسَا
الكافي ج : 1 ص : 358

استعاره مرشّحه
هر گاه استعاره پس از ملاحظه ارکان و قرینه , مصف متناسب با مستعار منه (مشبه به) داشته باشد.
إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
در حقيقت كسانى كه كفر را به [بهاى] ايمان خريدند هرگز به خداوند هيچ زيانى نخواهند رسانيد و براى آنان عذابى دردناك است.(سوره آل عمران آیه 177)

استعاره مطلقه
استعاره پس از کامل شدن اجزاء و قرائن بدون هر گونه قید و وصفی برای مستعار له یا مستعار منه باشد .
رایت حماراً شحناً.

استعاره تمثيليه
دو طرف استعاره جمله است.
اتقو مِن مَواضِع التهم
چو من خلوت‌نشین باشم تو مخمور زتهمت، رأی مردم که شود دور ( نظامی)



استعاره:1/مستعار له2/مستعار منه3/الفاظ تشبیه4/وصف جامع
استعاره اصلیه مصرحه
لفظ مستعار جامد(مصدر یا ذات)و لفظ مستعار در اصل مشبه به باشد.
مردی را دیدم در حالیکه سرو گونه بود.
رایت الرجل بینما کارز.
الرجل در اینجا جامد است.

استعاره اصلیه بالکنایه
لفظ مستعار جامد(مصدر یا ذات)و لفظ مستعار در اصل مشبه باشد.
پسرم را دیدم در حالیکه همانند مرد بود.
رایت ابنی بینما کالرجل.

مطلقه:
شكوفه بر سرِ شاخ است چون رخسارۀ جانان
بـنفشـه بر لـبِ جــوی است چون جرّارۀ دلـــبر
عبدالواسع جبلی
در این بیت «جرّاره» استعاره از «زلف» است و با ملایمات همراه نیست.

تصریحیه: لفظ مستعار در اصل مشبه به باشد.
والنور ساطع والضیاء اللامع (نوری رخشان و چراغی است فروزان استعاره از امامت و ولایت ) خطبه 2
توضیح الفاظ مستعار نور الساطع و ضیاء اللامع در اصل مشبه به هستند
استعاره مصرحه به دو گونه وفاقیه و عنادیه تقسیم می شود .

وفاقیه :هر گاه مفهوم مشبه و مشبه به در یک شیء جمع باشد.
الف) ولا تکشف الظلمات الا به (وتاریکی ها جز بدان زدوده نشود .تاریکی استعاره از جهل و نادانی )
خطبه 18
ب)وبنا انفجرتم عن السرار (ازشب تاریک بیرون شدید .السرار استعاره از نادانی .) خطبه 2
توضیح: مفهوم تاریکی و نادانی در لفظ ظلمات جمع هست و همینطور مفهوم سر و شب و نادانی یعنی مشبه و مشبه به در یک لفظ جمع شده است
عنادیه: عکس وفاقیه است، یعنی آوردن مشبه و مشبه¬به بصورت یکجا ممکن نباشد
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
در این بیت، استعاره عنادیه روی داده است؛ زیرا تبریک به مناسبت آمدن غم، که هر دو در یکجا نمی¬گنجد.

استعاره خاصیه :من‌ یقرض الله قرضاً حسناً: چه کسی ‌به‌ خداوند قرض نیکو می دهد.
توضیح: (یقرض) ‌به‌ معنای قرض دادن استعاره ی مصرحه ‌از‌ تقدیم عمل صالح است ‌و‌ تقدیم عمل صالح توسط انسان تشبیه ‌به‌ قرض دادن چیزی توسط انسان شده چون همان طور که شخصی اگر عمل صالح ‌را‌ انجام دهد خداوند پاداش آن عمل صالح ‌را‌ در روز قیامت خواهد داد، انسانی که چیزی ‌را‌ ‌به‌ کسی قرض دهد آن شخص قرض گیرنده بالاخره قرض خود ‌را‌ روزی پس خواهد داد ‌و‌ چون وجه شبه ‌به‌ سختی در ذهن انسان آشکار می شود استعاره ی خاصیه است.

تخییلیه: مفهوم بدست امده از لفظ مستعار امری موهوم و خیالی باشد.
الف)چنگال مرگ
ب)ثم استوی علی العرش
ج) ید الله فوق ایدیهم
توضیح : شنونده خیال می کند که مشبه از جنس مشبه به است درصورتی که در اصل چنگال داشتن مرگ یا ایستادن خداوند بر عرش و یا دست داشتن خداوند امری موهوم و ذهنی است که در خارج تحقق ندارد.
مجرّدههر گاه استعاره پس از قرار گرفتن اجزاء و قرائن , متناسب با مستعار له(مشبه) داشته باشد .
اعْدُدْ رَسُولَ اللَّهِ وَ اعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ الْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا
وَ اعْدُدْ عَلِيَّ الْخَيْرِ وَ اعْدُدْ جَعْفَراً وَ اعْدُدْ عَقِيلًا بَعْدَهُ الرُّوَّاسَا
کافی ج 1 ص 358


استعاره مرشّحههر گاه استعاره پس از ملاحظه ارکان و قرینه , مصف متناسب با مستعار منه (مشبه به) داشته باشد.
إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
در حقيقت كسانى كه كفر را به [بهاى] ايمان خريدند هرگز به خداوند هيچ زيانى نخواهند رسانيد و براى آنان عذابى دردناك است.(سوره آل عمران آیه 177

استعاره مطلقهاستعاره پس از کامل شدن اجزاء و قرائن بدون هر گونه قید و وصفی برای مستعار له یا مستعار منه باشد .
رایت حماراً شحناً.

استعاره تمثيليه
دو طرف استعاره جمله است.
اتقو مِن مَواضِع التهم
چو من خلوت‌نشین باشم تو مخمور زتهمت، رأی مردم کی شود دور ( نظامی

استعاره وفاقیه: استعاره¬ای که گرد آوردن و جمع بین مشبه و مشبه¬به در آن ممکن باشد:
"مرده را اگر بیاموزی و راه بنمایی زنده خواهد شد".

استعاره تبعیه:
«هـذا كِتـبُنا يَنطِقُ عَلَيكُم بِالحَقِّ» سوره 29 جاثیه- يعنى متكلّم دلالت روشنِ كتاب را به نطق تشبيه، آنگاه مشبّه (دلالت روشن) را حذف، و از نطق، فعلِ ينطق را مشتق كرده و به‌صورت استعاره براى بيان «دلالت روشن» به‌كار برده است اين نوع استعاره از آن رو تبعيّه نام گرفت كه استعاره در فعل، تابع استعاره پيشين در اسم و مصدر آن فعل است.


استعاره تحقيقيه حسی و عقلی مفهومی که از لفظ مستعار بدست میآیدبه شکل معقول یا محسوس باشد.
... فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا...
پس باخاک پاک تیمم کنید.(سوره مائده آیه 4
أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ
يا [اين مرد] بر خدا دروغى بسته يا جنونى در اوست [نه] بلكه آنان كه به آخرت ايمان ندارند در عذاب و گمراهى دور و درازند.(سوره سبا آیه 28



سمیه خانزاده گیلوایی
ارسال شده: 7 آذر 1392   ساعت: 3:38:38 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 21/6/1386
ارسال ها: 118
تمرین دوم امتیازی علوم بلاغی2
استعاره تحقیقیه، خاصیه و مجرده:
سوره بقره آیه2: ذَلِکَ الکِتابُ لاریبَ فیه: آن کتاب [بلند مرتبه] هیچ تردیدی در آن نیست.
استعاره تحقیقیه: اگر معنای ناطق را در نظر بگیریم، استعاره تحقیقیه است، زیرا به مفهومی که از لفظ مستعار (انسان ناطق) به دست می آید، می توان اشاره ی حسی کرد.
استعاره خاصیه: زیرا وصف مشترک نیاز به تأمل دارد.
استعاره مجرده: « لاریبَ فیه » قید مربوط به مستعارٌله (مشبه) است بنابراین استعاره مجرده است.

استعاره تحقیقیه، مطلقه و عامیه:
رَایتُ الیَومَ لُقمانَ : من تو را دیدم امروز لقمان.
استعاره تحقیقیه: زیرا مفهومی که از لفظ مستعار (لقمان) به دست می آید، فردی حکیم است که می توان به آن اشاره ی حسی کرد.
استعاره مطلقه: زیرا بدون وصف و قید است.
استعاره عامیه: زیرا وصف مشترک بر همگان آشکار است.

استعاره اصیلیه مصرحه:
إذا لَمَعَ البَرقُ فی کَفِّها أفاضَ عَلَی الوَجهِ ماءَ النَّعیمِ
هنگامی که برق در کف دست او بدرخشید، چهره اش را از آب نعمت لبریز خواهد کرد.
زیرا لفظ مستعار (البَرقُ) است که جامد و مشبهٌ به است.

استعاره اصیلیه بالکنایه:
تَطَلَّعَت عُیُونُ الفَضلِ لَکَ و أصغَت آذانُ المَجدِ إلَیکَ
چشمان فضیلت به تو دوخته شد و گوش های مجد و عظمت به تو گوش فرا داد.
زیرا لفظ مستعار (الفَضلِ و المَجدِ ) است که جامد مصدری و مشبه است.
ضهین مقدم فر
ارسال شده: 8 آذر 1392   ساعت: 7:50:37 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 29/6/1389
ارسال ها: 68
به نام خدا
با سلام و احترام
شهین مقدم فر از گروه معارف با شماره ی دانشجویی 8922107515

1- استعاره اصلیه
مثال: «قالَ لَو اَنَّ لى بِكُم قُوَّةً اَو ءاوى اِلى رُكن شَدید» (سوره هود آیه 80)
ترجمه: كه لوط(علیه السلام)آرزو مى‌كند براى او نیرویى فراوان باشد یا به تكیه‌گاهى محكم پناه برد،
در این مثال استعاره اصلیّه وجود دارد; یعنى متكلّم، عشیره نیرومند را به تكیه‌ گاهى محكم تشبیه كرده است. سپس با حذف مشبّه (عشیره نیرومند) ركن شدید را براى آن استعاره آورده است در این نوع استعاره، میان دو شىء اصالتاً استعاره جارى است و استعاره میان آنها، تابع استعاره پیشین نیست.



2 -استعاره تبعیه
مثال: «هـذا كِتـبُنا یَنطِقُ عَلَیكُم بِالحَقِّ» ( سوره جاثیه آیه 29)
در این مثال استعاره از نوع تبعیّه است; یعنى متكلّم دلالت روشنِ كتاب را به نطق تشبیه، آنگاه مشبّه (دلالت روشن) را حذف، و از نطق، فعلِ ینطق را مشتق كرده و به‌ صورت استعاره براى بیان «دلالت روشن» به ‌كار برده است این نوع استعاره از آن رو تبعیّه نام گرفت كه استعاره در فعل، تابع استعاره پیشین در اسم و مصدر آن فعل است.



3- استعاره بالکنایه
مثال: «اَلَّذینَ یَنقُضونَ عَهدَ اللّهِ مِن بَعدِ میثـقِهِ» (سوره بقره آیه 27)
در این مثال ابتدا عهد به چیزى مانند ریسمان تشبیه شده، آنگاه نام ریسمان براى عهد عاریه گرفته شده است. سپس مشبّهٌ‌ به (ریسمان) حذف و یكى از لوازم آن‌ كه نقض (باز‌كردن) است، به‌ صورت قرینه در جمله آورده شده است، تا اشاره‌اى به آن تشبیه ذهنى باشد. دلیل وجود چنین استعاره‌اى نیز اسناد نقض به عهد است كه امرى معنوى و غیر قابل باز كردن به شمار‌مى‌رود.


4-استعاره مصرحه
مثال: «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم»
در این مثال ایمان كه مشبّه است، حذف، و صراط مستقیم كه مشبّهٌ به است ذكر شده است. وجه شبه (جامع) در آن دو «رساندن به مقصد» است.
و یا این مثال: ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم ***** یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
توضیح آنکه « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . آفتاب خوبان « مشبه به » است که ذکر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است .



5- استعاره وفاقیه
مثال: «كِتـبٌ اَنزَلنـهُ اِلَیكَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّـلُمـتِ اِلَى النّورِ» (سوره ابراهیم آیه 1)
در این مثال لفظ نور براى هدایت استعاره آورده شده و این دو قابل جمع است; به این معنا كه یك شىء، هم مى‌تواند نور باشد و هم هدایتگر. در این استعاره مفهوم مشبه و مشبه به در یک شی جمع شده اند.
و یا مانند استعارۀ «حیات» از «هدایت» كه هر دو در یك موضوع (فردِ حی هدایت شده) جمع می‌شود.



6-استعاره عنادیه
مثال: «فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَلیم» (سوره آل عمران آیه31)
در این مثال ترساندن از عذاب دردناك الهى به جاى «اَنْذِرهم» با واژه «بشّرهم» بیان شده است، درحالى‌كه بشارت به خبر شادى‌بخش اختصاص دارد. كافران به آیات الهى و كشندگان پیامبران، براى مزد عملشان در انتظار خبرى شادى‌بخش باشند و آن، عذاب دردناك الهى است. در این استعاره مفهوم مشبه و مشبه به در یک شی جمع نشده اند.



7- استعاره مجرده
مثال: «فَاَذقَهَا اللّهُ لِباسَ الجوعِ و الخَوفِ» (سوره نحل آیه 112)
در این آیه، خداوند مواجهه با آثار زیانبار و فراگیر ناشى از گرسنگى و ترس را به چشانیدن مزه تلخ تشبیه كرده، آنگاه لفظ «أذاق» را براى آن استعاره آورده است. سپس در ادامه جمله، یكى از خصوصیات و مناسبات مستعارٌله را ذكر كرده است. مستعارٌله، آثار زیانبار گرسنگى و خوف است كه سراسر جسم و جان انسان را دربرمى‌گیرد، و ویژگى مناسب با آن لباس است.



8- استعاره مطلقه
مثال: «اُولـئِكَ الَّذینَ اشتَرَوُا الضَّلــلَةَ بِالهُدى والعَذابَ بِالمَغفِرَةِ فَما اَصبَرَهُم عَلَى النّار» (سوره بقره 175)
در این آیه، جایگزینى و انتخاب ضلالت به جاى هدایت، و عذاب به جاى مغفرت، به خرید و فروش تشبیه، و لفظ «اشتَرَوُا» براى آن جایگزینى، استعاره آورده شده است، بدون آنكه به هیچ‌یك از ویژگیهاى مستعارٌله یا مستعارٌمنه اشاره شود.



9- استعاره مرشحه
مثال: فقلت له لما تمطى بصلبه ***** واردف اعجازا و ناء بكلكل
چون براى شب سينه اى در نظر گرفته كه آن را به جلو مى كشد، مقتضيات اين كار از قبيل اعجاز و كلكل را بدنبال آن ذكر كرده است.
و یا مانند مثال:
از لـعـل تـو گـر یـابـم انـگشـتری زنـهـار ***** صـد مُلكِ سلیـمانم در زیـر نگـین باشد
در این بیت «لعل» مستعارٌمنه و «انگشتری» و «نگین» از ملایمات آن است.



10- استعاره تحقیقیه
مانند: «مَن بَعَثَنا مِن مَرقَدِنا» (سوره یس آیه 52)
در این مثال رقاد (خواب) براى مرگ استعاره آورده شده و جامع در آن انجام نیافتن كار است كه هر سه، عقلى‌هستند.



11- استعاره تخییلیه
مثال: اَصلُ العَطایا دَخلُنا ، ذُخرُالبَرایا نَخلُنا ******* یا مَن لِحُبُّ أَو نَوَی ، یَشکو مَخالیبَ النّوَی
در این نمونه شاعر هجران ( النّوی) را به حیوان درنده ای تشبیه نموده و آنگاه ( مخالیب )را که از مختصات درنده است را برای هجران اثبات نموده و به ( النّوی) اضافه کرده است .



12- استعاره تمثیلیه
مثال: «یَومَ یُكشَفُ عَن ساق» (سوره قلم آیه 42)
ترجمه: روزى كه [لباس] از ساق پا برگرفته شود.
این جمله براى بیان شدّت و دشوارى امرى استعاره آورده مى‌شود. گویا خداوند حال كسى را كه با دشوارى محاسبه روز قیامت مواجه است و باید خود را براى تحمّل طاقت‌فرساى آن آماده كند، به حال كسى تشبیه كرده است كه براى انجام‌دادن كارى شاق كه به تلاش و جدّیت فراوان نیاز دارد، ابتدا دامن لباس خود را بالا مى‌زند تا از عهده انجام آن كار برآید. سپس «یُكشَفُ عَن ساق» را براى آن شخص استعاره آورده است.
حمید مقدم
ارسال شده: 8 آذر 1392   ساعت: 9:42:08 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 18/10/1385
ارسال ها: 208
استعاره ی اصلیه:
تعریف: استعاره ی اصلیه ان است که لفظ مستعار، اسم جامد ذات یا اسم جامد معنی باشد.
مثال1) اشتمل علینا عدوک الشیطان: دشمن تو، شیطان مثل لباس اطراف ما ‌را‌ احاطه کرد.
توضیح: «عدو» استعاره ‌از‌ لباس است ‌و‌ چون یک اسم جامد ذات است پس استعاره ی اصلیه است.


استعاره ی تبعیه:
تعریف: استعاره ی تبعیه ان است که لفظ مستعار، فعل یا اسم فعل یا اسم مشتق یا اسم مبهم یا حرف باشد.
مثال1) طهرتهم ‌من‌ الرجس ‌و‌ الدنس: ان ها ‌را‌ ‌از‌ پلیدی ‌و‌ چرک ‌و‌ کثافت پاک کردی.
توضیح: « طهرت» ‌به‌ معنای پاک کردی استعاره ی مصرحه ‌از‌ خالی کردن است ‌و‌ چون لفظ مستعار یعنی «طهرت» فعل است پس استعره ی تبعیه است. البته جایز است که استعاره ی مکنیه در « الرجس ‌و‌ الدنس» جاری شود چون هر استعاره ی تبعیه ای قرینه ی آن یک استعاره مکنیه است ولی جایز نیست استعاره در هر دو جریان پیدا کند ‌و‌ فقط در یکی ‌از‌ آن دو استعاره ی تبعیه یا مکنیه جریان پیدا می کند .
استعاره مكنيه :
آن است كه « مشبه » به همراه يكي از لوازم و ويژگي « مشبه به » ذكر گردد و خود « مشبه به » حذف شود .

نكته 1 : گاهي لوازم يا ويژگي « مشبه به » در جمله به « مشبه » نسبت داده مي شود .

مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلاني رنگين كرد .

توضيح : « مرگ » را به « گرگي » تشبيه كرده است كه چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نياورد و « چنگال » كه يكي از لوازم و ويژگي گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است
استعاره ی وفاقیه:

تعریف: استعاره ی وفاقیه استعاره ای است که طرفین استعاره ‌به‌ جهت عدم منافات ‌با‌ یکدیگر قابل اجتماع در یک زمان ‌و‌ مکان باشد.
مثال1) سبحانک باهرالایات: ‌تو‌ ای خدا پاک ومنزه هستی ‌و‌ ظاهر کننده ی نشانه ها هستی.
توضیح: (الایات) استعاره ی مکنیه ‌از‌ نور خورشید است ‌و‌ چون در یک زمان ما هم می توانیم نور خورشید ‌را‌ ببینیم ‌و‌ هم می توانیم آیات خدا ‌را‌ گوش دهیم استعاره ی وفاقیه است.
مثال2) ان خزائنک لا تنقص بل تفیض: گنجینه های ‌تو‌ کم نمی شود بلکه مثل سیل جاری می شود.
توضیح: (خزائن) استعراه ی مکنیه ‌از‌ سیل است ‌و‌ چون جمع شدن سیل ‌و‌ گنجینه های خداوند ‌و‌ در یک زمان ممکن است استعاره وفاقیه است.


استعاره عنادیه:
تعریف: استعاره عنادیه، استعاره ای ست که ‌از‌ طرفین استعاره ‌به‌ جهت منافاتی که ‌با‌ یکدیگر دارند قابل جمع در یک زمان ‌و‌ مکان نباشند.
مثال1) تبهنی ‌من‌ رقده الغافلین ‌و‌ سنة المسرفین ‌و‌ نعسة المخذولین: مرا ‌از‌ خواب غافلان ‌و‌ چرت اسرافکاران ‌و‌ خوارشدگان بیدار کن.
توضیح: (سنة) ‌و‌ (رقدة) ‌و‌ (نسة) استعاره های مصرحه ‌از‌ اظهار بی توجهی ‌به‌ احکام خداوند هستند ‌و‌ استعاره های عنادیه هستند چون جمع شدن خواب یا چرت ‌و‌ اظهار بی توجهی ‌به‌ احکام خداوند در یک زمان محال است ‌و‌ انسان در حال خواب ‌و‌ چرت کاملاً خوابیده ‌و‌ در ‌او‌ هوشیاری وجود ندارد، ‌به‌ همین دلیل نمی تواند در حالت خواب نیست ‌به‌ ایاتی که برایش تلاوت می شود، اظهار بی توجهی کند.
مثال2) لم تنم عنی عین حراسته: چشم نگهبانی کننده اش ‌به‌ خاطر ‌من‌ نخوابید ‌و‌ این چشم مواظب ‌من‌ بود.
توضیح: (حراسه) ‌به‌ معنی نگهبانی کردن استعاره مصرحه ‌از‌ ضرر رساندن است ‌و‌ این استعاره استعاره ی عنادیه ی تهکمیه می باشد چون اولاً اجتماع نگهبانی کردن وضرر رساندن در یک زمان ومکان محال است ‌و‌ ثانیاً لفظی که دلالت بر وصف نیکی می کند، بر ضد ‌و‌ نقیض آن وصف اطلاق شده ‌به‌ خاطر تحکم ‌و‌ مسخره کردن.

استعاره ی تحقیقیه: تعریف: استعاره ی تحقیقیه آن است که مشبه امری محسوس باشد ‌به‌ گونه ای که بتوان ‌به‌ طور محسوس ‌به‌ آن اشاره نمود یا مشبه امری معقول باشد ‌به‌ گونه ای که بتوان ‌به‌ طور معقول ‌و‌ ‌به‌ صراحت عقلی ‌به‌ آن اشاره نمود.

مثال) اتیتک ‌من‌ الابواب التی امرت ان تؤتی منها: ‌به‌ سوی ‌تو‌ ‌از‌ طریق درهایی که دستور دادی ‌از‌ آن وارد شویم آمدم.
توضیح: «الابواب» استعاره ی مصرحه ‌از‌ توبه است ‌و‌ توبه ‌به‌ در تشبیه شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی توبه عقلی است پس استعاره تحقیقیه است.
مثال) سبیلک جدد: راه ‌تو‌ راست است.
توضیح: «سبیل» استعاره ی مصرحه ‌از‌ دین است ‌و‌ دین خداوند تشبیه ‌به‌ راه شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی دین یک چیز عقلی است پس استعاره تحقیقیه است.


استعاره ی تخیلیه:
تعریف: استعاره ی تخیلیه آن است که مشبه نه محسوس باشد ‌و‌ نه معقول بلکه فرضی ‌و‌ خیالی باشد.
قرینه ی استعاره ی مکنیه یک استعاره تخیلیه است مثل «اوجدنی برد عفوک» « برای ‌من‌ خنکی عفو ر ایجاد کن» «عفو» استعاره مکنیه است ‌و‌ «یرد» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است.
اگر گفته شود چرا قرینه ی استعاره ی مکنیه یعنی«باباً» در سخن امام سجاد(ع) «انت فتحت لعبادک باباً الی عفوک» «تو برای بندگانت دری ‌را‌ ‌به‌ سوی عفوت باز کردی» یک استعاره ی تحقیقیه است در صورتی که واجب است استعاره ی تخیلیه باشد مثل« برد» در «برد عفوک» ‌و‌ « اظفار» در سخن شاعر « ‌و‌ اذا المنیة انشبت اظفارها»« هر گاه مرگ ناخ هایش ‌را‌ فرو آورد». چون مکنیه ‌و‌ تخیلیه دو چیز ملازم یکدیگرند ‌و‌ یکی ‌از‌ آن دو بدون دیگری یافت نمی شود ‌و‌ استعاره ی تخیلیه باید قرینه ای برای استعاره ی مکینیه باشد ‌و‌ استعاره ی مکنیه هم باید قرینه ای برای استعاره ی تخیلیه باشد ؟ در جواب گفته می شود این که قرینه ی استعاره ی مکنیه همیشه یک استعاره ی تخیلیه است نظر خطیب قزوینی است ‌و‌ درست نظر صاحب کشاف است که گفته است:استعاره ی مکنیه گاهی بدون تخیلیه می باشد ‌و‌ قرینه ی آن گاهی حقیقیه می باشد کثل سخن خداوند « ‌و‌ الذین ینقضون عهد الله ‌من‌ بعد میثاقه» « کسانی که عهد خداوند ‌را‌ پس ‌از‌ بستن آن می شکنند ‌و‌ پاره می کنند». «عهد» استعاره ی مکنیه ‌از‌ ریسمان است ‌و‌ « ینقضون »به معنی پاره کردن که قرینه ی استعاره ی مکنیه است یک استعاره ی تحقیقیه است ‌و‌ علامه تفتازانی نیز گفته است:« قرینه ی استعاره ی مکنیه واجب نیست استعاره تخیلیه باشد بلکه گاهی تحقیقیه می باشد».
مثال1) زین اوقاته بطاعتنا: اوقاتش ‌را‌ ‌با‌ طاعت ما بیارای.
توضیح: «زین» استعاره ی تخیلیه است، چون« اوقات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ انسان است ‌و‌ «زین» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است ‌و‌ تزیین تخیلی شبیه ‌به‌ تزیین حقیقی شده است.
مثال2) جداول رحمة نشرتها: چه بسیار جوی های رحمتی که آن ‌را‌ پخش کردی.
توضیح: «جداول» استعاره ی تخیلیه است، چون «رحمة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب است ‌و‌ «جداول» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است ‌و‌ جوی تخیلی تشبیه ‌به‌ جوی حقیقی شده است.
مثال3) البستنی عافیتک: ‌به‌ ‌من‌ عافیتت ‌را‌ پوشاندی.
توضیح: «البست» استعاره ی تخیلیه است، چون «عافیه» استعاره ی مکنیه ‌از‌ لباس است ‌و‌ «البست» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است.

استعاره عامیه:

تعریف: استعاره ی عامیه استعاره ی قریب ‌و‌ مبتذل است که بر سر زبان ها جاری است ‌و‌ نیازی ‌به‌ بحث ‌و‌ تفتیش ندارد مثل « رایت اسداً یرمی» ‌و‌ این نوع استعاره در صحیفه ی سجادیه ‌به‌ ندرت یافت می شود.
گاهی در استعاره ی عامیه تصرف می شود ‌و‌ آن ‌را‌ ‌به‌ سوی استعاره ی غریب می برد ‌و‌ تصرف آن است که مجاز دیگری مه مطابق ‌با‌ مقتضای حال ‌و‌ مقام است بر آن اضافه کنند ‌تا‌ ‌از‌ ابتذال خارج شود مثل سخن امام سجاد(ع) « اشحنه بعبادتنا ایاک» « ماه مبارک رمضان ‌را‌ پر ‌از‌ عبادت ما کن».
« اشحن» ‌به‌ معنای بار زدن استعاره ی مصرحه ‌از‌ پر کردن است ‌و‌ پر شدن ماه مبارک رمضان ‌از‌ عبادت ‌به‌ وسیله ی خداوند تشبیه ‌به‌ بار زدن ‌و‌ پر شدن کشتی ‌از‌ وسایل ‌و‌ بار ‌به‌ وسیله ی انسان شده است ‌و‌ وجه شبه کثرت ‌و‌ زیادت است ‌و‌ ایناستعاره عامیه است چون وجه شبه فوراً در ذهن انسان آشکار می شود ولی در این استعاره ی عامیه غرابت حاصل شده ‌به‌ خاطر استعمال دومجاز عقلی:


1) ضمیر«ه» ماه مبارک رمضان )جاز عقلی است ‌و‌ علاقه اش زمانیه است چون خداوند ماه مبارک رمضان ‌را‌ پر ‌از‌ عبادت نمی کند بلکه خداوند درماه مبارک رمضان پر ‌از‌ عبادت می کند .
2- مجاز عقلی دیگر، اسناد پر کردن ‌به‌ خداوند است ‌از‌ باب اسناد ‌به‌ سبب چون انسان ماه مبارک رمضان ‌را‌ پر ‌از‌ عبادت می کند ‌و‌ خداوند تبارک ‌و‌ تعالی سبب است نه انجام دهنده.
نظیر این استعاره در سخن کثیر عزه است: « ‌و‌ سالت باعناق المطی الاباطح» « رودخانه ‌با‌ گردن های شتران موج می زد». شاعر جماعت حاجیان ‌را‌ که سوار بر شتران بادی بودند ‌و‌ ‌به‌ سرعت فراوان در رودخانه حرکت می کردند تشبیه ‌به‌ سیل که آن نیز در رودخانه حرکت می کند نموده ‌و‌ سپس مشبه ‌به‌ «سالت» ‌را‌ آورده ‌و‌ اراده ی مشبه «سارت» کرده ‌تا‌ این جا استعاره ی عامیه است زیرا مردم عامی نیز نظیر این استعاره ‌را‌ می آوردند ‌و‌ می گویند « سیل ملخ آمد» ولی ‌با‌ افزودن دو مجاز عقلی ‌به‌ این استعاره آن ‌را‌ ‌از‌ ابتذال خارج کرده :


1) مجاز اول این که فعل« سالت» ‌را‌ ‌به‌ مکان یعنی «اباطح » نسبت داده یا آن که می بایست ‌به‌ مطی اسناد می داد ‌و‌ این ‌از‌ این باب اسناد حال ‌به‌ محل است .
2- مجاز دوم اين ‌كه‌ فعل (رسالت) ‌را‌ ‌به‌ طور ضمني اسناد ‌به‌ سبب يعني (اعناق)داده ‌با‌ ان ‌كه‌ مي بايست اسناد ‌به‌ مطي مي داد زيرا سيلان فعل(مطي) است نه اعناق . اين اسناد ‌از‌ آن جهت ضمني است ‌كه‌ باء ملابسه مي فهماند سيلان اباطح ‌به‌ همراه اعناق بودهاين جهت سبب است ‌كه‌ سير حقيقتاَ مربوط ‌به‌ (مطي) است ولي جون سرعت ‌و‌ كندي سير ‌از‌ گردن شتران فهميده مي شود اعناق سبب سير ‌و‌ سيلان است. ‌


استعاره ی خاصیه:

تعریف: استعاره ی خاصیه استعاره ای است که وجه شب آن پیچیده ‌و‌ غامض بوده ‌و‌ جز خواص ‌و‌ صاحب نظران آن ‌را‌ نمی فهمند.
مثال1) خلصنی ‌من‌ لهوات البلوی : مرا ‌از‌ دهان های بلا ‌و‌ مصیبت رهایی بده.
توضیح: ( البلوی) استعاره ی مکنیه ‌از‌ خورنده ی غذا است برای این که بلا ‌و‌ مصیبت انسان ‌را‌ ‌از‌ هر طرف احاطه می کند ‌و‌ انسان ‌را‌ می بلعد همان طور که انسان غذا ‌را‌ می بلعد ‌و‌ چون جامع در این جا پیچیده است پس استعاره خاصیه است.
استعاره ی مرشحه:
تعریف: استعاره ی مرشحه استعاره ای است که یکی ‌از‌ ملائمات مشبه ‌به‌ در آن ذکر شده باشد ‌و‌ ‌به‌ وسیله ی آن جانب استعاره گرفته شود ‌و‌ ‌از‌ استعاره طرفداری شود ‌و‌ ‌به‌ دنبال استعاره آورده شود آن چه ‌با‌ استعاره موافق است. استعاره ی مرشحه بلیغ ر ‌از‌ استعاره ی مجرده ‌و‌ مطلقه است چون ترشیح مشتمل بر تقویت مبالغه است زیرا مبالغه ‌به‌ وسیله استعاره ایجاد می شود که در آن حکم ‌به‌ اتحاد بین مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ شده ‌و‌ مشبه فردی ‌از‌ افراد مشبه ‌به‌ دانسته شده ‌و‌ تقویت مبالغه ‌به‌ وسیله ی ترشیح که ذکر یکیلوازم مشبه ‌به‌ است ایجاد می شود ‌و‌ مبنای ترشیح ابراز تناسی تشبیه ‌و‌ ادعای یکسان بودن مستعار منه ‌با‌ مستعار له است.
ترشیح تنها مختص استعاره نیست بلکه در تشبیه نیز وجود دارد ‌و‌ آن وقتی است که یکی ‌از‌ ملائمات مشبه ‌به‌ در تشبیه آورده شود مثل قول ابوالعلا معری در رثاء پدرش:
« کأ ن دعء الموت باسمک نکرة
فرت جسدی ‌و‌ السم ینفت فی أذنی »
« گویی فراخواندن مرگ ‌به‌ اسم نوع ماری نیش زننده است که جسم مرا می شکافد یا سمی است که در گوشم ریخته می شود».
فراخواندن مرگ ‌به‌ اسم خداوند تشبیه ‌به‌ ما نیش زننده ‌و‌ سم شده است ‌و‌ چون« فرت جسدی» ‌و‌ « ینفث» ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ «نکرة» یا « السم» است تشبیه ترشیحیه است.
مثال1) غسلت عنا دنس الخطیئات : چرکی ‌و‌ کثافت گناهان ‌را‌ ‌از‌ ما پاک کردی.
توضیح: « الخطیئات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ لباس کثیف است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «غسلت» ذکر شده است استعاره مرشحه است.

استعاره ی مطلقه:

تعریف: استعاره ی مطلقه استعاره ای است که هیچ یک ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه به، ‌به‌ همراه نداشته باشد یا ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ‌با‌ هم داشته باشد ‌و‌ این استعاره برتر ‌از‌ استعاره ی مجرده است.
مثال1) یا کهفی: ای پناهگاه من.
توضیح: « کهف» ‌به‌ معنای غار، استعاره ی مصرحه ‌از‌ پناهگاهی است که انسان در موقع گرفتاری ‌به‌ آن جا روی می آورد ‌و‌ چون در جمله هیچ یکی ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ذکر نشده است پس استعاره ی مطلقه است.


استعاره ی مجرده:

تعریف: استعاره ی مجرده استعاره ای است که در آن یکی ‌از‌ ملائمات مشبه آمده باشد.
استعاره ی مجرده ‌به‌ این نام خوانده شد چون وقتی گفته می شود : »رایت اسدا یجدل الابطال ‌و‌ یشک الفرسان یرمحهب «شیری ‌را‌ دیدم که قهرمانان ‌را‌ ‌به‌ زمین می زند وسوارکاران ‌را‌ ‌با‌ نیزه می زند» «اسداً » ‌از‌ شیر بودن ‌و‌ خصایص شیر بودن خارج ‌و‌ تجرید شده زیرا شیر نمی تواند قهرمانان ‌را‌ ‌با‌ نیزه اش بزند.
استعاره ی مجرده ضعیف تر ‌از‌ استعاره ی مرشحه ‌و‌ مطلقه است چون در این استعاره اتحاد بین مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ضعیف است.
مثال1) نطهرها باخراج الزکوات: آن اموال ‌را‌ ‌با‌ دادن زکات ها می بخشیم.
توضیح: «نطهر» ‌به‌ معنای پاک کردن استعاره ی مصرحه ‌از‌ بخشیدن است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه یعنی «اخراج الزکوات» ذکر شده است، استعاره مجرده است.


استعاره تمثیلیه :

تعریف: استعاره ی تمثیلیه ترکیبی است که در غیر معنای اصلی خودش ‌و‌ ‌با‌ علاقه ی مشابهت ‌به‌ کار برده شود ‌و‌ باید قرینه ای داشته باشد که ‌از‌ اراده ی حقیقی جلوگیری نماید ‌و‌ باید وجه شبه در آن ‌از‌ متعدد انتزاع شده باشد .
مثال1) لولا سترک عورتی لکنت ‌من‌ المفضوحین: اگر ‌تو‌ ای خدا عوره ی مرا نپوشانده بودی ‌من‌ ‌از‌ رسوا شدگان بودم.
توضیح: در کلام استعاره ی تمثیلیه است چون خداوندی که اعمال بد انسان ‌را‌ می پوشاند ‌تا‌ آن انسان ‌از‌ رسوایی در امان بماند ‌به‌ انسانی تشبیه شده که عوره ی خود ‌را‌ می پوشاند سپس جمله ی مشبه ‌به‌ باقی مانده ‌و‌ جمله ی مشبه حذف شده است.
مرتضی طهماسبی پور
ارسال شده: 8 آذر 1392   ساعت: 2:00:00 ب.ظ.
رتبه: عضو عادی
گروه ها: دانشجو, کاربر عادی

تاریخ عضویت: 9/9/1388
ارسال ها: 9
با سلام
استعاره اصلیه
مثال 1)
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می¬کند شب همه شب دعای تو
"گل خوش نسیم" استعاره از معشوق و بلبل استعاره از عاشق است.
مثال2) اشتمل علینا عدوک الشیطان: دشمن تو، شیطان مثل لباس اطراف ما ‌را‌ احاطه کرد.
توضیح: «عدو» استعاره ‌از‌ لباس است ‌و‌ چون یک اسم جامد ذات است پس استعاره ی اصلیه است.

مثال3) نورهم یسعی بین ایدیهم ‌و‌ بایمانهم : نورشان در مقابلشان ‌و‌ در سمت راستشان حرکت می کند.
توضیح: «نور» استعاره مکنیه ‌از‌ انسان است ‌و‌ چون یک اسم جامد ذات است پس استعاره اصلیه است

مثال4) جنینا العمی عن سبیلک: ما ‌را‌ ‌از‌ گمراهی در راهت دور کن.
توضیح: «العمی» ‌به‌ معنای کوری استعاره ی مصرحه ‌از‌ گمراهی در راه حق است ‌و‌ چون یک اسم جامد معنی است پس استعاره ی اصلیه است.

مثال5) لک ‌من‌ قلوبنا عقد الندم: ‌از‌ دل های ما برای ‌تو‌ بستن پشیمانی است.
توضیح: عقد ‌به‌ معنای بستن استعاره ی مصرحه ‌از‌ محکم کردن است ‌و‌ چون یک اسم جامد معنی است پس استعاره ی اصلیه است
استعاره تبعیه
مثال 1 )
تا بماند جانت خندان تا ابد همچو جان پاک احمد بااحد
در این بیت "خندان" که صفت است، استعاره از شادابی و با طراوت بودن است.
مثال2)
ابر آمـد و باز بر سرِ سبـزه گریسـت
بی‌ بــادۀ گلـرنگ نمی‌بـایـد زیسـت
در این «گریستن» از «باریدن» استعاره است

مثال3) طهرتهم ‌من‌ الرجس ‌و‌ الدنس: ان ها ‌را‌ ‌از‌ پلیدی ‌و‌ چرک ‌و‌ کثافت پاک کردی.
توضیح: « طهرت» ‌به‌ معنای پاک کردی استعاره ی مصرحه ‌از‌ خالی کردن است ‌و‌ چون لفظ مستعار یعنی «طهرت» فعل است پس استعره ی تبعیه است. البته جایز است که استعاره ی مکنیه در « الرجس ‌و‌ الدنس» جاری شود چون هر استعاره ی تبعیه ای قرینه ی آن یک استعاره مکنیه است ولی جایز نیست استعاره در هر دو جریان پیدا کند ‌و‌ فقط در یکی ‌از‌ آن دو استعاره ی تبعیه یا مکنیه جریان پیدا می کند .

مثال4) تستنظرهم باتاتک الی الانابه: ‌با‌ عقاب نکردنت ‌به‌ آن ها مهلت می دهی ‌تا‌ توبه کنند.
توضیح: « تستنظر» ‌به‌ معنی منتظر هستی استعاره ی مصرحه است ‌و‌ توجه خداوند برای این که خلق ‌به‌ طاعت ‌او‌ برگردند تشبیه ‌به‌ انتظار انسان برای قومی شده است که بازگشتشان ‌را‌ آرزو می کند ‌و‌ چون لفظ مستعار یعنی« تستنظر» یک فعل است پس استعاره تبعیه است.

مثال5) الن جانبه لاولیائک: جانب ‌او‌ ‌را‌ برای اولیائت نرم کن.
توضیح: «الن» ‌به‌ معی نرم کن استعاره ی مصرحه است ‌و مهربان بودن تشبیه ‌به‌ نرم بودن یک جسم شده است ‌و‌ چون لفظ مستعار یعنی« الن» فعل است پس استعاره ی تبعیه است.

مثال6) یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم: ای بندگان ‌من‌ که گناهان کبیره ‌را‌ انجام دادید.
توضیح: «اسرفوا» ‌به‌ معنای اسراف ورزید استعاره ی مصرحه است ‌و‌ جنایت در ارتکاب معاصی تشبیه ‌به‌ اسراف شده چون در هر دو غلو وجود دارد ‌و‌ چون لفظ مستعار یعنی لاسرفوا» فعل است پس استعاره تبعیه است.

مثال7) تثنینی بالکثیر ‌من‌ کرامتک برحمتک : ‌به‌ خاطر رحمتت مرا ‌به‌ سوی بسیاری ‌از‌ کرامتت خم می کنی.
توضیح: «تثنی» ‌به‌ معنی خم می کنی استعاره ی مصرحه است ‌و‌ دور شدن انسان ‌از‌ گناه ‌و‌ بلا ‌و‌ مصیبت ‌به‌ وسیله ی خداوند تشبیهخم شدن چوب توسط انسان شده است ‌و‌ چون لفظ مستعار یعنی « تثنی» یک فعل است پس استعاره تبعیه است.

مثال8) ظلمنا فیه انفسنا: در این ماه ‌به‌ خودمان ظلم کردیم.
توضیح: لفظ«فی» استعاره ی تبعیه است چون حرف است ‌و‌ کلمه ی «فی» که برای ظرفیت حقیقی است برای ظرفیت مجازی استعاره واقع شده است
استعاره مکنیه
مثال 1 )
در رهگذر باد نگهبان لاله بود هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در این بیت مهر مانند بذر می ماند که قابلیت کاشتن دارد. در واقع ویژگی بارز بذر و دانه که کاشته می‌شوند و بعد نتیجه می‌دهند را بدون ذکر مشبه‌به آورده و استعاره مکنیه را پدید آورده است.
مثال 2 )
«باد چنگ می انداخت و می خواست زمین را از جا بکند.»
در این مثال با دقت در می یابیم که باد چنگ ندارد و نمی تواند با دست هایش زمین را از جا بکند؛ اما نویسنده باد را به موجود زنده (انسان) تشبیه کرده است و آن گاه چنگ (دست) را که از اندام های آن موجود زنده است در جمله آورده است. موجود زنده (انسان) که مشبه به است از جمله حذف شد و باد (مشبه) و چنگ (نشانه ی مشبه به) در جمله باقی مانده اند.

مثال 3 ) : مرگ چنگال خود را به خون فلاني رنگين كرد .
توضيح : « مرگ » را به « گرگي » تشبيه كرده است كه چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نياورد و « چنگال » كه يكي از لوازم و ويژگي گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است.
مثال4 )
ارغوان جـامِ عقـیقی به سمن خواهـد داد چشم نر گس به شقایق نگران خواهد شد
كه در آن مستعارٌله (نرگس)، با كلمۀ «چشم» كه از لوازم مستعارٌمنه (انسان) است، همراه شده است.

مثال 5 ) لم تنم عنی عین حراسته: چشم نگهبانی کننده اش ‌به‌ خاطر ‌من‌ ‌به‌ خواب نرفت.
توضیح: کلمه ی «حراسته» استعاره مکنیه است ‌و‌ اضافه ی «عین» ‌به‌»حراسة» مثل اضافه ی «ید» ‌به‌ «شمال» در سخن لبید « اذا اصبحت بید الشمال زمامها» است یا منظور ‌از‌ چشم «عین» جاسوس است ‌و‌ اضافه ی «عین» ‌به‌ «حراسة» بیانیه است پس در کدام استعاره ای وجود ندارد.
زیبایی استعاره در این کلام تشخیص است برای این که اسم معنی« حراسة» حرکت ‌و‌ زندگی بخشیده شده است ‌و‌ بلاغیون استعاره ی مکنیه ‌را‌ ‌از‌ زیباترین صورت های بیانی ‌به‌ شمار می آورند زیرا که ‌به‌ جمادات ‌و‌ اسم های معنی حرکت ‌و‌ زندگی می بخشدجایی که عبد القاهر جرجانی یکی ‌از‌ بزرگ ترین بلاغیون می گوید: « استعاره ی مکنیه ‌از‌ استعاره ی مصرحه قوی تر است ‌به‌ خاطر فصاحت ‌و‌ زیبایی هایی که استعاره ی مکنیه آن ‌را‌ آشکارمی سازد ‌و‌ ‌به‌ خاطر حیات ‌و‌ زندگی که برای معانی ‌و‌ جمادات ‌به‌ وجود می آورد».

مثال 6) نورد ‌من‌ ابواب الطاعة لک: ‌از‌ درهای طاعت برای ‌تو‌ وارد می شویم.
توضیح: «الطاعة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ اتاق است چون طاعت ‌به‌ اتاق تشبیه شده است ‌و‌ مشبه ‌به‌ حذف شده است.

مثال7) کم ‌من‌ خیر افیض بک علینا:چه بسیار خیری که ‌به‌ وسیله ی ‌تو‌ بر ما سرازیر شد.
توضیح: «خیر» استعاره مکنیه ‌از‌ سیل است چون خیریه سیل تشبیه شده ‌و‌ مشبه ‌به‌ حذف شده است.

مثال8) ‌من‌ انتجح فضلک: کسی که فضل ‌تو‌ ‌را‌ بخواهد.
توضیح: «فضل» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب ‌و‌ علوفه است چون فضل خداوند تشبیه ‌به‌ آب ‌و‌ علوفه شده است ‌و‌ مشبه ‌به‌ حذف شده است.

مثال9) تقطعنی ‌من‌ رکوب محارمک: مرا ‌از‌ مرتکب شدن حرام های خود جدا کن.
توضیح: «محارم» استعاره ی مکنیه ‌از‌ پشت حیوان است.

مثال10) اذقتی طعم الفراغ: طعم فراق ‌و‌ ناراحتی ‌را‌ ‌به‌ ‌من‌ بچشان.
توضیح: «الفراغ» استعاره ی مکنیه ‌از‌ غذای لذیذ است ‌و‌ فراق ‌و‌ راحتی ‌به‌ غذایی لذیذ تشبیه شده.
استعاره مصرحه
مثال 1)
غمی بود رستم بیازید چنگ گرفت آن بَر و یال جنگی پلنگ
پلنگ (مشبه به) استعاره از پهلوان (سهراب) است.
در این بیت، شاعر ابتدا، پهلوان (سهراب) را در ذهنش به پلنگ تشبیه کرده است؛ اما در مرحله ی سرودن شعر، مشبه به (پلنگ) را به جای مشبه (پهلوان=سهراب) قرار داده است؛ یعنی آرایه ی استعاره را خلق کرده است
مثال 2 )
اي آفتاب خوبان مي جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه ي عنايت
توضيح : « آفتاب خوبان » استعاره براي معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » كه ذكر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است . )
مثال 3 )
صدف وار گوهر شناسان را دهان جز به لؤلؤ نكردند باز
توضيح : « لؤلؤ » استعاره از سخنان با ارزش است . ( لؤلؤ « مشبه به » ذكر شده و سخنان با ارزش « مشبه » كه حذف شده است . )
مثال 4)اسلخ عنا تبعاتنا مع انسلاخ ایامه: ‌تو‌ ما ‌را‌ ‌از‌ گناهانمان بیرون بیاور ‌با‌ بیرون رفتن ایام ماه مبارک رمضان .
توضیح: در این کلام« انسلاخ» استعاره ی مصرحه است ‌و‌ گذشتن ایام ‌به‌ کندن پوست ‌از‌ بدن شده است برای این که روزها ‌با‌ گذشتنش ‌از‌ انسان دور می شود همان طور که پوست ‌با‌ کنده شدنش ‌از‌ جسم حیوان دور می شود. مثل این استعاره سخن شاعر است که گفته است:
« اذا ما سلخت الشهر اهلت مثله
کفی قاتلاً سلخی الشهور ‌و‌ اهلالی»
« هر گاه ماه ‌را‌ گذراندم مثل آن هلال ماه ‌را‌ در آسمان دیدم ‌و‌ این که ‌من‌ بگویم ماه ها ‌را‌ گذرانده ام ‌و‌ ماه ها ‌را‌ رویت کرده ام برای ‌من‌ کافی است».
در این بیت« سلخت» ‌به‌ معنی پوست کندن استعاره ی مصرحه ‌از‌ گذراندن ماه است ‌و‌ گذراندن ماه تشبیه ‌به‌ کندن پوست ‌از‌ بدن شده است.

مثال5) ترید ربحهم فی متاجرتهم لک: ‌تو‌ در تجارت آن ها ‌با‌ خود سود آنها ‌را‌ می خواهی.
توضیح: در این کلام «متاجرة» استعاره ی مصرحهاز انجام کارهای پسندیده است ‌و‌ انجام کارهای پسندیده ‌به‌ تجارت ‌با‌ خداوند تشبیه شده است.

مثال6) ان رفعتنی فمن ذاالذی یرفعنی: اگر مرا بالا بردی پس چه کسی است که شان مرا پایین آورد.
توضیح: در این کلام« رفعت» استعاره ی مصرحه است چون رفعت ‌و‌ سربلندی انسان تشبیه ‌به‌ رفتن انسان ‌به‌ جای بلند شده است ‌و‌ مشبه حذف شده است.
استعاره وفاقیه
مثال "مرده را اگر بیاموزی و راه بنمایی زنده خواهد شد".
که مفهوم مشبه ومشبه به در یک شیءجمع شده است
استعاره عنادیه
مثال تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
در این بیت، استعاره عنادیه روی داده است؛ زیرا تبریک به مناسبت آمدن غم، که هر دو در یکجا نمی¬گنجد
استعارۀ تحقیقیه
مثال1)
. مانند «پریدن» و «چكیدن» در این بیت:
خواسـت پـریـدن چـمـن از چابـكـی
خواسـت چكـیدن سـمن از نازكــی

«پریدن» استعاره از «هیجان» و جامعِ آن «تندی حركت» است كه در مستعارٌله و مستعارمنه ذاتی است. همچنین «چكیدن» استعاره از «انفصال و گسیختن» و جامعِ آن «تفرّق اجزا از یكدیگر» است، كه در مستعارٌمنه و مستعارٌله ذاتی است
مثال2) اشتمل علینا عدوک الشیطان : دشمن ‌تو‌ شیطان مثل لباس اطراف ما ‌را‌ احاطه کرد.
توضیح:عدو ‌به‌ معنای دشمن تشبیه ‌به‌ لباسی شده که جسم انسان ‌را‌ احاطه می کند ‌و‌ چون مشبه یعنی «عدو» حسی است پس استعاره تحقیقیه است.

مثال3) انزلت فیه ‌من‌ القرآن ‌و‌ النور: در این ماه قرآن ‌و‌ نور فرود آوردی.
توضیح: «النور» استعاره ی مصرحه ‌از‌ قرآن است ‌و‌ قرآن تشبیه ‌به‌ نور شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی قرآن حسی ‌و‌ قابل دیدن است پس استعاره تحقیقیه است.

مثال4) اتیتک ‌من‌ الابواب التی امرت ان تؤتی منها: ‌به‌ سوی ‌تو‌ ‌از‌ طریق درهایی که دستور دادی ‌از‌ آن وارد شویم آمدم.
توضیح: «الابواب» استعاره ی مصرحه ‌از‌ توبه است ‌و‌ توبه ‌به‌ در تشبیه شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی توبه عقلی است پس استعاره تحقیقیه است.

مثال5) سبیلک جدد: راه ‌تو‌ راست است.
توضیح: «سبیل» استعاره ی مصرحه ‌از‌ دین است ‌و‌ دین خداوند تشبیه ‌به‌ راه شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی دین یک چیز عقلی است پس استعاره تحقیقیه است.
استعاره تخییلیّه
مثال1)
تو را از کنگره عرش می¬زنند
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است
مشبه¬به "قصر" است که غیر جاندار و از لوازم کنگره عرش می¬باشد

مثال2) زین اوقاته بطاعتنا: اوقاتش ‌را‌ ‌با‌ طاعت ما بیارای.
توضیح: «زین» استعاره ی تخیلیه است، چون« اوقات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ انسان است ‌و‌ «زین» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است ‌و‌ تزیین تخیلی شبیه ‌به‌ تزیین حقیقی شده است.

مثال3) جداول رحمة نشرتها: چه بسیار جوی های رحمتی که آن ‌را‌ پخش کردی.
توضیح: «جداول» استعاره ی تخیلیه است، چون «رحمة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب است ‌و‌ «جداول» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است ‌و‌ جوی تخیلی تشبیه ‌به‌ جوی حقیقی شده است.

مثال4) البستنی عافیتک: ‌به‌ ‌من‌ عافیتت ‌را‌ پوشاندی.
توضیح: «البست» استعاره ی تخیلیه است، چون «عافیه» استعاره ی مکنیه ‌از‌ لباس است ‌و‌ «البست» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است.
استعاره عامیه
مثال 1)« رایت اسداً یرمی» که در آن وصف مشترک شجاعت است
مثال2)«رأیت بحرا یعطی» که در آن وصف مشترک بخشندگی است
استعاره خاصیه
مثال در بلبله فواق افتد کز دهان آب احمر اندازد
فواق استعاره برای صدای ریختن شراب از صراحی و وجه جامع گرفتگی در گلو است
استعاره مجرده
مثال1) نطهرها باخراج الزکوات: آن اموال ‌را‌ ‌با‌ دادن زکات ها می بخشیم.
توضیح: «نطهر» ‌به‌ معنای پاک کردن استعاره ی مصرحه ‌از‌ بخشیدن است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه یعنی «اخراج الزکوات» ذکر شده است، استعاره مجرده است.

مثال2) لک ‌من‌ قلوبنا عقد الندم: پشیمانی ‌از‌ قلب های مان برای توست.
توضیح: «عقد» ‌به‌ معنای بستن استعاره مصرحه ‌از‌ محکم کردن است ‌و‌ محکم کردن پشیمانی ‌و‌ صورت گرفتن آن تشبیه ‌به‌ بستن ریسمان شده است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه یعنی قلوب» ذکر شده، استعاره مجرده است.

مثال3) حجتک قائمة لا تدحض: حجت ‌تو‌ مثل انسان ایستاده ‌و‌ پابرجاست ‌و‌ نابود ‌و‌ باطل نمی شود.
توضیح:« حجة» استعاره مکنیه ‌از‌ انسان است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوزام مشبه یعنی «لا تدحض» ذکر شده استعاره مجرده است.
استعاره مطلقه
مثال1) یا کهفی: ای پناهگاه من.
توضیح: « کهف» ‌به‌ معنای غار، استعاره ی مصرحه ‌از‌ پناهگاهی است که انسان در موقع گرفتاری ‌به‌ آن جا روی می آورد ‌و‌ چون در جمله هیچ یکی ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ذکر نشده است پس استعاره ی مطلقه است.

مثال2) کم ‌من‌ حاسد قد شرق بی بغصته ‌و‌ شجی منی بغیظه: چه بسیار حسودی که ‌به‌ خاطر ‌من‌ غصه مثل آب در گلویش گیر کرده ‌و‌ خشم مثل استخوان درگلویش گیر کرده است.
توضیح: «غصة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب است ‌و‌ چون در کلام، یکی ‌از‌ ملائمات مشبه «غیظ» ‌و‌ مشبه به«شجی» ذکر شده است استعاره مطلقه است.

مثال3) غمرهم بالطول ‌و‌ المن: آن ها ‌را‌ غرق در نعمت کرد.
توضیح: المن ‌و‌ الطول استعاره ی مکنیه ‌از‌ باران است ‌و‌ نعمت ‌به‌ باران در کثرت تشبیه شده است وچون در کلام، هیچ یک ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ذکر نشده استعاره مطلقه است.
استعاره مرشحه
مثال1)
از لعل تو گریابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد (حافظ)
لعل، استعاره آشکار از لب سرخ یار است، زیرا حافظ به قرینه از آن زنهار خواسته

مثال2) غسلت عنا دنس الخطیئات : چرکی ‌و‌ کثافت گناهان ‌را‌ ‌از‌ ما پاک کردی.
توضیح: « الخطیئات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ لباس کثیف است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «غسلت» ذکر شده است استعاره مرشحه است.

مثال3) یا ‌من‌ یثمر الحسنة حتی ینمیها: ای که نیکی ‌را‌ بارور می سازی ‌تا‌ زیادش کنی.
توضیح: «الحسنة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ میوه است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم شبه ‌به‌ یعنی «ینمی» ذکر شده است استعاره ی مرشحه است.

مثال4) نورد ‌من‌ ابواب الطاعة لک: ‌از‌ درهای طاعت ‌به‌ پیشگاه ‌تو‌ وارد می شویم.
توضیح: «الطاعه» استعاره ی مکنیه ‌از‌ اتاق است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «نورد» ذکر شده است، استعاره ی مرشحه است.

مثال5) فللت لی حده: تیزی ‌او‌ ‌را‌ ( نیروی ‌او‌ ‌را‌ ) برای ‌من‌ کند کردی.
توضیح: «حد» ‌به‌ معنی تیزی استعاره ی مصرحه ‌از‌ نیرو ‌و‌ قوت است ‌و‌ نیرو ‌و‌ قوت تشبیه ‌به‌ تیزی شمشیر شده است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «فللت» ذکر شده است، استعاره مرشحه است.
استعاره تمثیلیه
مثال1)إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ...» خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به اين گونه كه:) در راه خدا پيكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند اين وعده حقّى است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده (توبه// 111) .
خداوند سبحان در این آیه تقدیم‌کردن جان مؤمنان را به معامله میان خود و پروردگارشان تشبیه می‌کند.
این استعاره را «استعاره تمثیلیه» می‌گویند؛ چون در آن، حالی به حال دیگر تمثیل شده است؛ نه این که فقط لفظی به لفظ دیگر تشبیه شده باشد. و چون مشبه در جمله آورده نشده، استعاره صورت گرفته است.
مثال2)«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا...» و همگى به ريسمان خدا [قرآن و اسلام چنگ زنيد(آل عمران// 103) .
در این‌جا یاری خواستن از خدا و اطمینان عبد از حمایت خداوند و همچنین نجات از مکاره را به چنگ زدن انسان گرفتار به ریسمان استواری تشبیه کرده که از مکان بلندی آویزان شده و اطمینان هست که پاره نمی‌شود.



زینب حقگوی تکرمی
ارسال شده: 9 آذر 1392   ساعت: 0:47:28 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 5/7/1387
ارسال ها: 288
بسم الله الرحمن الرحیم


استعاره اصلیه: هر گاه لفظ مستعار جامد باشد.
واعتصموا بحبل الله جمیعا. به ریسمان الهی بیاویزید.
ألا و إنَّ الشيطانَ قَدْ ذَمَّرَ. آگاه باشید که شیطان حزب خود را برانگیخته. لفظ مستعار منه «شيطان» اسم جامد است.

استعاره تبعیه: هر گاه لفظ مستعار مشتق باشد.
ظلمنا فیه انفسنا: در این ماه ‌به‌ خودمان ظلم کردیم.
توضیح: لفظ«فی» استعاره ی تبعیه است چون حرف است ‌و‌ کلمه ی «فی» که برای ظرفیت حقیقی است برای ظرفیت مجازی استعاره واقع شده است.
چو خورشيد رخشان‌ بگسترد پر **سيه‌زاغ‌ پران‌ فرو برد سر (فردوسی)

استعاره مکنیه:هر گاه لفظ مستعار در اصل مشبه باشد.
در مصراع‌ نخست‌، خورشيد به‌ پرنده‌اي‌ مانند شده‌، كه‌ بال‌ گسترده‌ است‌ و از لوازم‌ پرنده‌، تنها، پر آن‌ در كلام‌ ذکر شده‌.

استعاره مصرحه:هر گاه لفظ مستعار در اصل مشبه به باشد. در مصراع‌ دوم‌ سيه‌زاغ‌ را كه‌ استعاره‌ از "شب‌ تاريك‌" است‌، استعاره‌ مصرحه‌ گويند.
یا مثلا:ژاله از نرگس چكيد، و برگ گل را آب داد*******وزن تگرگ نازپرور، مالش عناب داد
شاعر در اين شعر اشك را به ژاله، چشم را به نرگس، صورت را به برگ، دندان را به تگرگ، لب را به عناب تشبيه كرده و تنها «مشبه به» را به ميان آورده و از «مشبه» چيزى ذكر نشده است ولى قرينه گواهى مى دهد كه مقصود از چند مشبه به، انسان با اين خصوصيات است.

استعاره وفاقیه: هر گاه مفهوم مشبه و مشبه به در یک شیء جمع شود.
و مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین. و [دشمنان] مكر ورزيدند و خدا [در پاسخشان] مكر در ميان آورد و خداوند بهترين مكرانگيزان است. مفهوم مکر و چاره اندیشی و تدبیر در خداوند جمع می شود.

استعاره عنادیه: هر گاه مفهوم مشبه و مشبه به در یک شی جمع نشود.
فالصوره صوره انسان و القلب قلب حيوان... فذلك ميت الاحياء . صورت او صورت انسان است و دل او دل حيوان... مرده اى است ميان زندگان. و روشن است كه امكان اجتماع "موت" و "حيات" در يك شى موجود نيست.

استعاره تحقیقیه: هر گاه مفهوم به دست آمده از لفظ مستعار، معقول و محسوس باشد.
فجعلناها حصیدا کان لم تغن بالامس: آنان را چنان درویده کردیم که گویی اصلا دیروز وجود نداشته است.

استعاره تخییلیه: هر گاه مفهوم به دست آمده از لفظ مستعار، امری خیالی باشد.
البستنی عافیتک: ‌به‌ ‌من‌ عافیتت ‌را‌ پوشاندی.
توضیح: «البست» استعاره ی تخیلیه است، چون «عافیه» استعاره ی مکنیه ‌از‌ لباس است ‌و‌ «البست» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است.

استعاره عامیه: هر گاه وصف مشترک میان مستعارله و مستعار منه بر همگان آشکار باشد.
‌و‌ سالت باعناق المطی الاباطح. رودخانه ‌با‌ گردن های شتران موج می زد.(منظور حاجیان سوار بر شتر در مسیر رودخانه است که به سیل تشبیه شده)مانند مثالی که عوام می زنند: سیل ملخ آمد.

استعاره خاصیه: هر گاه وصف مشترک میان طرفین استعاره امری نامعلوم باشد.
الهی لا تذرنی فی غمرتی: خدایا مرا در گرداب جهالتم رها مکن. وجه شبه جهالت ‌است اما چون‌ گرداب ‌به‌ سختی در ذهن انسان آشکار می شود استعاره ی خاصیه است.

استعاره مطلقه: هر گاه استعاره پس از گرفتن اجزاء و قرائن بدون هر قید و وصفی برای مستعارله یا مستعار منه باشد.
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ. و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر.بدون هر گونه قید و وصف آمده.

استعاره مجرده: هر گاه استعاره پس از گرفتن اجزاء و قرائن وصف متناسب با مستعارله داشته باشد.
ألا و إنَّ الشيطانَ قَدْ ذَمَّرَواستجلب جلبه.آگاه باشید که شیطان حزب خود را برانگیخته وسپاهش را بسیج کرده.
چون عبارات «ذمّرَ حزبه و استجلب جلبه» مناسب مشبه است.

استعاره مرشحه: هر گاه استعاره پس از ملاحظه ارکان و قرینه، وصف متناسب با مستعار منه باشد.
غسلت عنا دنس الخطیئات : آلودگی گناهان ‌را‌ ‌از‌ ما پاک کردی.
توضیح: « الخطیئات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ لباس کثیف است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «غسلت» ذکر شده است استعاره مرشحه است.

استعاره تمثیلیه: هر گاه مستعارله و مستعار منه از امور گوناگونی گرفته شوند.عموما به ضب المثل ها و مثال های رایج بر می گردد.
گره به باد مزن گرچه بر مراد رود/ که این سخن به مَثَل باد با سلیمان گفت .
تعبیر «گره به باد زدن (مشبّهٌ به) در سخن حافظ نیز به معنای «کار بی بنیاد و ناممکن و بیهوده کردن » است



««اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»»
راحله بیگم طالبی
ارسال شده: 9 آذر 1392   ساعت: 8:29:13 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 15/6/1387
ارسال ها: 232
مهوش سلطان آبادی
ارسال شده: 9 آذر 1392   ساعت: 11:07:43 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 12/6/1386
ارسال ها: 99
[color=blue]انواع استعاره
استعاره اصلیه- هرگاه اسم یا گروه اسمی استعاره واقع شونداستعاره اصلیه می گویند
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش رامسوز
کزسرصدق میکند شب همه شب دعای تو
گل خوش نسیم استعاره ازمعشوق وبلبل استعاره ازعاسق است
استعاره ی تبعیه-اگرصفت وفعل استعاره شونداستعاره ی تبعیه گویند
استعاره ی اصلیه
آیه ی 1سوره ی ابراهیم-کتاب انزلناه لتخرج الناس من الظلمات الی النور-دراین آیه ضلالت به ظمت تشبیه شده است ولفظی که دلالت یرمشبه به ظلمت می کندبه شیوه ی استعاره تصرحیه اصلیه آورده است
استعاره ی تبعیه-اگرلفظ مستعارفعل یا اسم مشتق یاحرف باشداستعاره ی تبعیه است.درسوره ی طه آیه ی1ولاصلبنکم فی جزوع النخل-لفظ فی که برای جزئی ازجزئیات وضع شده.
استعاره ی مجرده-وقتی صفت یاصفات مذکوردرجمله بامستعارله مناسبت داشته باشد-فاذقهاالله لباس الجوع والخوف
دراین آیه خداوندآثاربدگرسنگی وتشنگی رابه چشانیدن مزه ی تلخ تشبیه کرده ولفظ اذاق رابرای آن استفاده آورده
استعاره ی مرشحه-اگرخصوصیات مناسب یامتعارضه ذکرشده باشداستعاره مرشحه است.آیه16سوره بقره اولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی فماربحت تجارتهم_وازه ی اشتروابه معنای خریدن برای مبادله وانتخاب برای استاره آورده
استعاره مطلقه-اگربه هیچ یک ازویزگی های مستعارله یامتعارضه اشاره نشودآن را استعاره مطلقه می نامند اولئک الذ ین اشترو الضلا له بالهدی والعذاب بالمغفره فما اصبرهم علی النار در این ایه هیچ یک از ویژگیهای مستعار یامستعار منه را ندارد
استعاره مکنیه یا بالکنایه
واذا المنیه انشبت اظفارها- هرگاهمرگ چنگالهای خود را فرو کند در این مصرع شاعر مرگ را به حیوان درندهای چنگال دار تشبیه کرده
استعاره تحقیقیه- استعاره ای است که مشبه امری محسوس باشد یا مشبه امری معقول باشد اشتمل علینا عدوک اشیطان دشمن توشیطان مثل لباس اطراف ما احاطه کرد عدو به معنای دشمن تشبیه به لباسی شده که جسم اشاره را احاطه میکند
انزلت فیه من القران و النور – در این ماه قران و نور فرود اوردی
النور:استعاره ی مصرحه از قران است و قران تشبیه به نور شده است پس استعاره تحقیقه است.
استعاره ی تخیلیه:مشبه نه است و نه منقول بلکه فرضی و خیالی است زین اوقاته بطاعتنا:اوقاتش را با طاعت ما بیارای
زین استعاره ی تخیلیه است.
استعاره ی عامیه:رایت اسدا یرمی
استعاره ی خاصیه:استعاره ایست که وجه آن پیچیده و غامض بوده و جز خواص و صاحب نظران آن را نمی فهمند.
خلصنی من لهوات البلوی:مرا از دهان های بلا و مصیبت رهایی بده.
البلوی:استعاره ی مکنیه از خورنده ی غذا است برای اینکه بلا و مصیبت انسان را از هر طرف احاطه میکند و انسان را می بلعد و چون جامع در اینجا پیچیده است پس استعاره ی خاصیه است.
استعاره ی وقاقیه:استعاره ایست که طرفین استعاره به جهت عدم منافات با یکدیگر قابل اجتماع در یک زمان و مکان باشد.
ان خزاءنک لا تنقص بل تفیض:گنجینه های تو کم نمیشود بلکه مثل سیل جاری است.
خزائن:استعاره ی مکنیه از سیل است و چون جمع شدن سیل و گنجینه های خداوند و در یک زمان ممکن است استعاره ی وقاقیه است.
استعاره ی عنادیه:استعاره ای که از طرفین استعاره به جهت منافاتی که دارند قابل جمع در یک زمان و مکان نباشند.
تبهنی من رفده الغافلین سنه المسرفین و نعه المخذولین:مرا از خواب غافلان و چرت امر افکاران و خوار شدگان بیدار کن.
سنه:- رفده و سنه:استعاره های مصرحه از اظهار بی توجهی به احکام خداوند هستند و استعاره های عنادیه هستند چون جمع شدن خواب یا چرت و اظهار بی توجهی به احکام خداوند در یک زمان محال است.
استعاره ی تمثیلیه:ترکیبی است که در غیر معنای اصلی خودش و با علاقه ی مشابهت به کار برده شود و باید قرینه ای داشته باشد که از اراده ی حقیقی جلوگیری نماید.
لایضطهد من اولی الی ظل کنفک:کسی که به سایه ای جوار توپناه ببرد مورد ظلم واقع نمی شود
چون حال کسی که به خدا روی می اورد ودر امان است تشبیه به کسی شده است که به پادشاهی بزرگ روی ماورد وذلیل وخوار نمی شود سپس جمله مشبه حذف شده وجمله مشبه به باقی مانده است
منابع از صحیفه سجادیه
با عرض سلام خدمت اموزشیار محترم نامه تمرین الزامی به صندوق بنده نرسیده لذاباتمرین دوم برای شما ارسال میکنم با سلام وعرض ادب واحترام
احترامابه اطلاع شما میرسانم که نامه ی تمرین امتیازی به صندوق بنده ارسال نشده بود ومن برحسب تصادف تحقیق را در تالار دید م امید وارم که از بنده قبول بفرمایید
نادان چون طبل غازی است بلند آواز و ميان تهی


نادان : مشبه / طبل غازی : مشبه به / چون : ادات تشبيه / بلند آواز و ميان تهی : وجه شبه .

.

معلم چو کانونی از آتش است همه کار او سوزش و سازش است

معلم : مشبه / کانونی از آتش : مشبه به / چو : ادات تشبيه / سوختن و ساختن : وجه شبه .
[/color]
مهدیه صمصامی
ارسال شده: 11 آذر 1392   ساعت: 2:38:14 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو, کاربر عادی

تاریخ عضویت: 21/6/1388
ارسال ها: 73
مجرده:
فأذاقها الله لباس الجوع و الخوف
ترجمه = پس خداوند لباس گرسنگی و ترس را بر او چشاند.
ملازم است چون مستعار منه را دارد. شدت گرسنگی و ترس را مطرح می کند و این شدت را با واژه ی لباس بر بدن محیط می شود و احاطه پیدا می کند، بیان می دارد. جوع فشار بر جسم و خوف فشار بر روح است.پس هم از نظر روحی و هم جسمی در عذابند. مستعار منه= شدت و غلبه ی فشار گرسنگی و ترس. مستعار= لباس. اذاق به معنای چشاندن و از لوازم مستعار منه است در صورتی که اگر می خواست از لوازم مستعار بیاورد باید می گفت "فأکساها". وجه شبه= احاطه و در بر گرفتن.
مطلقه:
إنا لمّا طغی الماء حملناکم فی الجاریه
ترجمه= هنگامی که آب طغیان کرد شما را در کشتی سوار کردیم.
مطلقه ی ملازم است چون هیچ طرفی را به همراه ندارد. برخی کتب بلاغی گفته اند که ممکن است ملازم هر دو طرف باشد و ظاهرا این مورد در قرآن کریم نیست.
وفاقیه:بشارت باد تو را به بهشت
توافق و امکان جمع . یعنی اگر امکان جمع مستعار منه با مستعار باشد به آن وفاقیه می گویند.
عنادیه:
فبشّرهم بعذابٍ ألیم
ترجمه= پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
مستعار= بشّر. مستعار منه= فأنذرهم. بشارت برای اخبار خوب است نه امری مانند عذاب! پس این دو جمع نمی شوند. این برای استهزاء آمده که فشار روانی را بیشتر کند.
تمثیلیه منظوم:
اذا قالت خِدام فصدّقوها – فإنّ القول ما قالت خِدام (خدام نام یک زن است)
ترجمه= زمانی که خدام سخن بگوید او را تصدیق کنید – پس به راستی سخن آن است که خدام گفته است.
منثور:
عاد السّیف إلی قرابه و حلّ اللیث منیع غابه (رزمنده ای که پس از سفر به میهن باز گشته است)
ترجمه= شمشیر به نیامش برگشت و شیر در بلندای بیشه جای گرفت.
تحقیقیه:رأیت الیوم علّامة
ترجمه= امروز علامه را دیدم ( فردی بسیار عالم که دیدنش حسی است)
النّور یهدینا
ترجمه= نور مارا هدایت می کند ( عقلی است)
مصرحه:
فأمطرت لؤلؤاً من نرجس و سقت – ورداً و عضّت علی العنّاب بالبرد
ترجمه= از نرگس چشمانش ، باران فرو بارید و گل سرخ را آب داد و با تگرگِ دندانهایش سر انگشت عناب گونه را گزید.
مروارید به جای اشک، نرجس برای چشمان، گل سرخ برای گونه ها، عناب برای سر انگشت، تگرگ برای دندان. در این بیت پنج استعاره اصلیه و تصریحیه آمده است.
مکنیه:قال علی علیه السلام "فکأن قد علقتکم مخالب المنیه"
ترجمه= گویا چنگال های مرگ به شما در آویخته است.
اصلیه:
(به اعتبار لفظ مستعار) یؤذن التّحیة من بعید - الی قمر من الایوان باد
ترجمه= از راه دور سلام می فرستند به ماهی که از ایوان آشکار شده است.
قمر برای شخص زیبا استعاره آورده شده است (اصلیه)
تبعیه:
صه! برای فرمان به سخن نگفتن وضع شده و مجازاً برای فرمان به ترک کار استفاده می شود. یعنی اگر به جای اُترک بگوییم صه ، چون اسم فعل است، تبعیه تصریحیه است.
عامیه:
و ادهم یستمدّ اللیل منه – و تطلع بین عینیه الثریا
ترجمه= سیاهی ای که شب در تیرگی از او یاری می جوید و بین دو چشمش ستاره ی پروین طلوع می کند.
ادهم یعنی سیاه و وصف کره اسب است. ثریا = ستاره های پروین. ثریا ار برای سفیدی پیشانی اسب آورده و جامع بین دو طرف که سپیدی است آشکار است.
خاصیه:
غمر الرّداء اذا تبسم ضاحکا – غلقت لضحکته رقاب المال
ترجمه= بخشش او فراوان است هرگاه لبخند زند با خنده ی او رقاب دارایی ها به دست طلب کنندگان بسته می شود.
غمر الرداء= آنکه بخشش ها و نیکویی اش فراوان است. رداء= استعاره از کار نیکوست چون نیکویی آبروی شخص نیکوکار را نگه می دارد و می پو شاند. غمر را اضافه کرده که قرینه ای است. از آن جامه اراده نمی شود بلکه از صفات مال است نه جامه.
مرشحه:
من باع دینه بدنیاه لم تربح تجارته
ترجمه= کسی که دینش را به دنیایش فروخت، داد و ستدش سود نکرد.
باع برای "استبدل" استعاره آورده شده است. "لم تربح تجارته" ترشیح است.
تخییلیه:
محبت، آغوشش را گشود
در تخییل، برای محبت آغوش را می آوریم.
نیرالسادات رجایی الموسوی
ارسال شده: 12 آذر 1392   ساعت: 1:31:38 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو, کاربر عادی

تاریخ عضویت: 28/9/1388
ارسال ها: 136
بنام خدا
انواع استعاره
استعاره اصلیه :

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می¬کند شب همه شب دعای تو

"گل خوش نسیم" استعاره از معشوق و بلبل استعاره از عاشق است.

استعاره تبعیه :

تا بماند جانت خندان تا ابد
همچو جان پاک احمد بااحد (مولوی)
در این بیت "خندان" که صفت است، استعاره از شادابی و با طراوت بودن است.
استعاره تصریحیه :

اي آفتاب خوبان مي جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه ي عنايت
توضيح : « آفتاب خوبان » استعاره براي معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » كه ذكر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است . )
استعاره بالکنایه:
مرگ چنگال خود را به خون فلاني رنگين كرد .
توضيح : « مرگ » را به « گرگي » تشبيه كرده است كه چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نياورد و « چنگال » كه يكي از لوازم و ويژگي گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است

استعاره وفاقیه :
ان خزائنک لا تنقص بل تفیض: گنجینه های ‌تو‌ کم نمی شود بلکه مثل سیل جاری می شود.
توضیح: (خزائن) استعراه ی مکنیه ‌از‌ سیل است ‌و‌ چون جمع شدن سیل ‌و‌ گنجینه های خداوند ‌و‌ در یک زمان ممکن است استعاره وفاقیه است. (صحیفه سجادیه )

استعاره عنادیه :
تبهنی ‌من‌ رقده الغافلین ‌و‌ سنة المسرفین ‌و‌ نعسة المخذولین: مرا ‌از‌ خواب غافلان ‌و‌ چرت اسرافکاران ‌و‌ خوارشدگان بیدار کن.
توضیح: (سنة) ‌و‌ (رقدة) ‌و‌ (نسة) استعاره های مصرحه ‌از‌ اظهار بی توجهی ‌به‌ احکام خداوند هستند ‌و‌ استعاره های عنادیه هستند چون جمع شدن خواب یا چرت ‌و‌ اظهار بی توجهی ‌به‌ احکام خداوند در یک زمان محال است ‌و‌ انسان در حال خواب ‌و‌ چرت کاملاً خوابیده ‌و‌ در ‌او‌ هوشیاری وجود ندارد، ‌به‌ همین دلیل نمی تواند در حالت خواب نیست ‌به‌ ایاتی که برایش تلاوت می شود، اظهار بی توجهی کند. (صحیفه سجادیه)
استعاره تحقیقیه :
اشتمل علینا عدوک الشیطان : دشمن ‌تو‌ شیطان مثل لباس اطراف ما ‌را‌ احاطه کرد.
توضیح:عدو ‌به‌ معنای دشمن تشبیه ‌به‌ لباسی شده که جسم انسان ‌را‌ احاطه می کند ‌و‌ چون مشبه یعنی «عدو» حسی است پس استعاره تحقیقیه است
استعاره تخییلیه :
زین اوقاته بطاعتنا: اوقاتش ‌را‌ ‌با‌ طاعت ما بیارای.
توضیح: «زین» استعاره ی تخیلیه است، چون« اوقات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ انسان است ‌و‌ «زین» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است ‌و‌ تزیین تخیلی شبیه ‌به‌ تزیین حقیقی شده است.
استعره عامیه :

امام سجاد(ع) « اشحنه بعبادتنا ایاک» « ماه مبارک رمضان ‌را‌ پر ‌از‌ عبادت ما کن».
« اشحن» ‌به‌ معنای بار زدن استعاره ی مصرحه ‌از‌ پر کردن است ‌و‌ پر شدن ماه مبارک رمضان ‌از‌ عبادت ‌به‌ وسیله ی خداوند تشبیه ‌به‌ بار زدن ‌و‌ پر شدن کشتی ‌از‌ وسایل ‌و‌ بار ‌به‌ وسیله ی انسان شده است ‌و‌ وجه شبه کثرت ‌و‌ زیادت است ‌و‌ ایناستعاره عامیه است چون وجه شبه فوراً در ذهن انسان آشکار می شود
استعاره خاصیه :
خلصنی ‌من‌ لهوات البلوی : مرا ‌از‌ دهان های بلا ‌و‌ مصیبت رهایی بده.
توضیح: ( البلوی) استعاره ی مکنیه ‌از‌ خورنده ی غذا است برای این که بلا ‌و‌ مصیبت انسان ‌را‌ ‌از‌ هر طرف احاطه می کند ‌و‌ انسان ‌را‌ می بلعد همان طور که انسان غذا ‌را‌ می بلعد ‌و‌ چون جامع در این جا پیچیده است پس استعاره خاصیه است
استعاره تمثیلیه :
لولا سترک عورتی لکنت ‌من‌ المفضوحین: اگر ‌تو‌ ای خدا عوره ی مرا نپوشانده بودی ‌من‌ ‌از‌ رسوا شدگان بودم.
توضیح: در کلام استعاره ی تمثیلیه است چون خداوندی که اعمال بد انسان ‌را‌ می پوشاند ‌تا‌ آن انسان ‌از‌ رسوایی در امان بماند ‌به‌ انسانی تشبیه شده که عوره ی خود ‌را‌ می پوشاند سپس جمله ی مشبه ‌به‌ باقی مانده ‌و‌ جمله ی مشبه حذف شده است
استعاره مطلقه :
کم ‌من‌ حاسد قد شرق بی بغصته ‌و‌ شجی منی بغیظه: چه بسیار حسودی که ‌به‌ خاطر ‌من‌ غصه مثل آب در گلویش گیر کرده ‌و‌ خشم مثل استخوان درگلویش گیر کرده است.
توضیح: «غصة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب است ‌و‌ چون در کلام، یکی ‌از‌ ملائمات مشبه «غیظ» ‌و‌ مشبه به«شجی» ذکر شده است استعاره مطلقه است.
استعاره مجرده :
نطهرها باخراج الزکوات: آن اموال ‌را‌ ‌با‌ دادن زکات ها می بخشیم.
توضیح: «نطهر» ‌به‌ معنای پاک کردن استعاره ی مصرحه ‌از‌ بخشیدن است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه یعنی «اخراج الزکوات» ذکر شده است، استعاره مجرده است
استعاره مرشحه :

غسلت عنا دنس الخطیئات : چرکی ‌و‌ کثافت گناهان ‌را‌ ‌از‌ ما پاک کردی.
توضیح: « الخطیئات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ لباس کثیف است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «غسلت» ذکر شده است استعاره مرشحه است.
آرزو امینی دهقی
ارسال شده: 12 آذر 1392   ساعت: 3:54:14 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو, کاربر عادی

تاریخ عضویت: 16/10/1388
ارسال ها: 74
به نام خدا
تعریف استعاره واقسام آن به همراه مثال

استعاره نامیدن چیزی است به نامی جز نام اصلی‌اش، هنگامی که جای آن چیز را گرفته باشد..
گفته‌اند: چون مجاز با تشبيه ازدواج كرد از آنان فرزندي به نام استعاره ولادت يافت.
منهاج‌البراعه، ج 1، ص 90.
استعاره اصلیه:

اگر لفظ مستعار اسم جامد ذات باشد اعم از اينكه مصرحه باشد يا مكنيه، آن را استعاره‌ي اصليه مي‌نامند مانند استعاره‌ي الفاظ ظلمت و نور براي ضلالت و هدايت در آيه‌ي شريفه كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الي النور. جنینا العمی عن سبیلک: ما ‌را‌ ‌از‌ گمراهی در راهت دور کن.
توضیح: «العمی» ‌به‌ معنای کوری استعاره ی مصرحه ‌از‌ گمراهی در راه حق است ‌و‌ چون یک اسم جامد معنی است پس استعاره ی اصلیه است
اما اگر لفظ مستعار فعل يا اسم فعل يا اسم مشتق يا اسم مبهم يا حرف باشد آن را استعاره تبعيه نامند مانند جمله نامت همومي عني كه در آن فعل نامت به معني مجازي خود بكار رفته است.
الن جانبه لاولیائک: جانب ‌او‌ ‌را‌ برای اولیائت نرم کن.
توضیح: «الن» ‌به‌ معی نرم کن استعاره ی مصرحه است ‌و‌ مهربان بودن تشبیه ‌به‌ نرم بودن یک جسم شده است ‌و‌ چون لفظ مستعار یعنی« الن» فعل است پس استعاره ی تبعیه است
بايد دانست استعاره‌ي تبعيه‌ي مكنيه صرفا در اسم مشتق يا اسم مبهم جاري مي‌گردد و اجراي استعاره در ساير استعارات تبعيه صرفا از نوع استعاره تبعيه‌ي تصريحيه خواهد بود
استعاره تصریحیه.
اگر در كلام فقط لفظ مشبه به ذكر شود، آن را استعاره‌ي تصريحيه يا مصرحه مي‌نامند. مانند:

فامطرت لولوا من نرجس و سقت
وردا و عضت علي العناب بالبرد

در اين بيت لولو، نرجس، ورد، عناب و برد براي اشك، چشم، رخسار، سرانگشت و دندانها استعاره شده است.
در اين استعاره به نفس تشبيه، اعتماد مي‌گردد مثل آنكه دو چيز در يك صفت مشترك باشند و آن صفت در يكي بيشتر باشد و گوينده صفت زايد را به شي ناقص نسبت دهد
استعاره مکنیه:
تعریف: استعاره ی مکنیه ان است که در کلام فقط مشبه ذکر شود ‌و‌ مشبه ‌به‌ حذف شود.
اذقتی طعم الفراغ: طعم فراق ‌و‌ ناراحتی ‌را‌ ‌به‌ ‌من‌ بچشان.
توضیح: «الفراغ» استعاره ی مکنیه ‌از‌ غذای لذیذ است ‌و‌ فراق ‌و‌ راحتی ‌به‌ غذایی لذیذ تشبیه شده است.
استعاره‌ي تحقيقيه:
آن است كه در آن مستعار له بوسيله حس يا عقل قابل اشاره و محقق باشد. تحقق حسي مانند:
و اجري فيها سراجا مستطيرا. 281 .
و فرمود تا خورشيد فروزان- در چرخ گردان- به گردش برخاست.
سراج براي خورشيد استعاره شده و امري حسي است.
استعاره تخييليه: اگر تشبيه پوشيده بماند يعني تنها مشبه ذكر گردد و چيزي از خواص مشبه به، به او بدون ذكر امري كه داراي تحقق حسي يا عقلي باشد، نسبت داده شود، آن تشبيه مضمر را (استعاره بالكنايه) و نسبت دادن لوازم و خواص (مشبه به) به (مشبه) را (استعاره تخييليه) مي‌نامند، چون شنونده خيال مي‌كند كه آن از جنس مشبه به است. مانند:
حتي اذا انس نافرها اطمان ناكرها قمصت بارجلها و قنصت باحبلها و اقصدت باسهمها. 285 .
روي خوش نمايد- تا آنكه از وي گريزان است، به او انس بگيرد و آن كه ناشناساي اوست، آرامش پذيرد. ناگاه به چهاردست و پاي برخيزد و ريسمانها درآويزد و آماج تيرهاي- قضايش- سازد.
در اين عبارت، دنيا به چارپايي چموش تشبيه شده است كه جست و خيز مي‌كند و سواري نمي‌دهد و لذا براي آن دست و پايي تخيل شده است كه بدان جست و خيز كند و به صيادي تشبيه
شده است كه تور و طناب همراه دارد و به تيراندازي كه تيرها در كمان دارد.
استعاره مرشحه:
آن است كه جانب مستعار را رعايت كنند و آنچه را كه طالب آن است به او بدهند و آنچه را مقتضي آن است به او ضميمه گردانند. مثل قول (كثير) كه گفت:
رمتني بسهم ريشه الكحل لم يضر.
(رمي) را براي (نظر) استعاره كرده و آنچه را كه رمي، مستدعي آن است، رعايت و لذا لفظ (سهم) را بدنبال آن ذكر كرده است
نورد ‌من‌ ابواب الطاعة لک: ‌از‌ درهای طاعت ‌به‌ پیشگاه ‌تو‌ وارد می شویم.
توضیح: «الطاعه» استعاره ی مکنیه ‌از‌ اتاق است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «نورد» ذکر شده است، استعاره ی مرشحه است.
استعاره ی مطلقه:
تعریف: استعاره ی مطلقه استعاره ای است که هیچ یک ‌از‌ ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه به، ‌به‌ همراه نداشته باشد یا ملائمات مشبه ‌و‌ مشبه ‌به‌ ‌با‌ هم داشته باشد ‌و‌ این استعاره برتر ‌از‌ استعاره ی مجرده است.
کم ‌من‌ حاسد قد شرق بی بغصته ‌و‌ شجی منی بغیظه: چه بسیار حسودی که ‌به‌ خاطر ‌من‌ غصه مثل آب در گلویش گیر کرده ‌و‌ خشم مثل استخوان درگلویش گیر کرده است.
توضیح: «غصة» استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب است ‌و‌ چون در کلام، یکی ‌از‌ ملائمات مشبه «غیظ» ‌و‌ مشبه به«شجی» ذکر شده است استعاره مطلقه است.
استعاره مجرده:
آن است كه جانب مستعار له را رعايت نمايند مثل آيه شريفه (فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف)
لک ‌من‌ قلوبنا عقد الندم: پشیمانی ‌از‌ قلب هایمان برای توست.
توضیح: «عقد» ‌به‌ معنای بستن استعاره مصرحه ‌از‌ محکم کردن است ‌و‌ محکم کردن پشیمانی ‌و‌ صورت گرفتن آن تشبیه ‌به‌ بستن ریسمان شده است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه یعنی قلوب» ذکر شده، استعاره مجرده است.
استعاره ی وفاقیه:
تعریف: استعاره ی وفاقیه استعاره ای است که طرفین استعاره ‌به‌ جهت عدم منافات ‌با‌ یکدیگر قابل اجتماع در یک زمان ‌و‌ مکان باشد.
سبحانک باهرالایات: ‌تو‌ ای خدا پاک ومنزه هستی ‌و‌ ظاهر کننده ی نشانه ها هستی.
توضیح: (الایات) استعاره ی مکنیه ‌از‌ نور خورشید است ‌و‌ چون در یک زمان ما هم می توانیم نور خورشید ‌را‌ ببینیم ‌و‌ هم می توانیم آیات خدا ‌را‌ گوش دهیم استعاره ی وفاقیه است.

استعاره عناديه: آن است كه بدليل آنكه با هم منافات دارند، امكان اجتماع طرفين آن در يك شي وجود ندارد مانند:
فالصوره صوره انسان و القلب قلب حيوان... فذلك ميت الاحياء
صورت او صورت انسان است و دل او دل حيوان... مرده‌اي است ميان زندگان. و روشن است كه امكان اجتماع موت و حيات در يك شي موجود نيست.
مجاز مركب به استعاره‌ي تمثيليه:
تركيبي است كه با علاقه مشابهت همراه با قرينه‌ي مانعه در غير معناي موضوع له خويش بكار رفته باشد، نظير جمله‌ي اني اراك تقدم رجلا و توخر اخري براي بيان حال فردي كه در كاري ترديد دارد، گاهي بدان اقدام مي‌كند و گاه از آنها امتناع مي‌نمايد.
لولا سترک عورتی لکنت ‌من‌ المفضوحین: اگر ‌تو‌ ای خدا عوره ی مرا نپوشانده بودی ‌من‌ ‌از‌ رسوا شدگان بودم.
توضیح: در کلام استعاره ی تمثیلیه است چون خداوندی که اعمال بد انسان ‌را‌ می پوشاند ‌تا‌ آن انسان ‌از‌ رسوایی در امان بماند ‌به‌ انسانی تشبیه شده که عوره ی خود ‌را‌ می پوشاند سپس جمله ی مشبه ‌به‌ باقی مانده ‌و‌ جمله ی مشبه حذف شده است.

مونا صنیعی تهرانی
ارسال شده: 13 آذر 1392   ساعت: 7:29:03 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 25/7/1386
ارسال ها: 151
بسم الله الرحمن الرحيم


استعاریه اصلیه مصرحه :

استعاره اي است كه در آن مستعار اسم جنس غير مشتق باشد، ؛ چه آن اسم ذات باشد ، مانند اسد كه براي مرد شجاع و دلير استعاره مي شود يا اسم معني باشد مثل قَتَل كه براي خوار كردن استعاره مي شود و يا تاويلا اسم جنس باشد مانند اسم اعلامي كه به نوعي براي شهرت آورده مي شوند مانند حاتم رايت اليوم حاتما ( امروز حاتم را ديدم )

((مراره الدنيا حلاوه الاخره و حلاوه الدنيا مراره الاخره.)) (نهج البلاغه، حكمت243 )
تلخى اين جهان، شيرينى آن جهان است و شيرينى اين جهان، تلخى آن جهان.
دو لفظ "حلاوت" و "مرارت" استعاره اصليه ى تصريحيه براى لذت و الم است.


استعاره اصليه بالكنايه :

كه در جمله فقط مشبّه ذكر شده باشد ،ولى مشبّهٌ‌به بالكنايه مورد اشاره قرار گرفته باشد.
مانند اين مصرع از شعر "وإذا المنية أنشبت أظفارَها" و هرگاه مرگ چنگالهاى خود را فرو‌كند.
در اين مصرع، شاعر مرگ را به حيوان درنده‌اى چنگال‌دار تشبيه كرده. سپس مشبّهٌ به (حيوان درنده) را حذف كرده است .

استعاره تبعيّه :ئ

اگر لفظ مستعار فعل يا اسم مشتق يا حرف باشد، استعاره تبعيّه است.
آيه 29 جاثيه/45 "هـذا كِتـبُنا يَنطِقُ عَلَيكُم بِالحَقِّ " از نوع استعاره تبعيّه است .

استعاریه تبعیه مصرحه :

بنا اهتديتم فى الظلماء و تسنمتم العلياء.(نهج البلاغه، خطبه 4)
به راهنمايى ما از تاريكى درآمديد و به ذروه ى برترى برآمديد.
الظلماء استعاره براى جهالت است كه تبعيه و از نوع اسم مشتق مى باشد و تسنمتم از سنام به معنى كوهان شتر و سوار شدن بر پشت شتر گرفته شده و استعاره براى عزت و اعتبار يافتن است و تبعيه محسوب مى شود چرا كه در فعل جارى شده است.

استعاریه تبعیه بالکنایه :

الحمد لله الذى اظهر من آثار سلطانه و جلال كبريائه ما حير مقل العقول من عجائب قدرته. (نهج البلاغه، خطبه 186)
سپاس خداى را كه نشانه هاى سلطنت و بزرگى و عظمت خود را چنان هويدا كرد كه ديده ها را از شگفتى قدرتش به حيرت آورده.
مقل جمع مقله به معنى تخم چشم است كه شامل سفيدى و سياهى آن مى گردد. در اين استعاره عقول به پيكرهاى جسمانى تشبيه شده و چشم به عنوان يكى از لوازم جسم انسان، به جاى مشبه به بكار رفته است.

استعاره تصريحيّه :

كه مشبّه حذف و مشبه به ذكر شده باشد يعني لفظ مستعار در اصل مشبه به است .
آيه شريفه " اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيم" كه در آن، ايمان كه مشبّه است، حذف و صراط مستقيم كه مشبّهٌ به است ذكر شده است .


استعاریه مصرحه وفاقیه :

در استعاره مصرّحه اگر دو طرف استعاره در يك چيز قابل جمع باشد، آن را استعاره وفاقيّه گويند.
آيه 1 ابراهيم" كِتـبٌ اَنزَلنـهُ اِلَيكَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّـلُمـتِ اِلَى النّورِ" كه لفظ نور براى هدايت استعاره آورده شده و اين دو قابل جمع است

و انما الدنيا منتهى بصر الاعمى، لا يبصر مما وراءها شيئا و البصير ينفذها بصره و يعلم ان الدار وراءها، فالبصير منها شاخص و الاعمى اليها شاخص و البصير منها متزود و الاعمى لها متزود.( نهج البلاغه، خطبه 133)
همانا دنيا نهايت ديدگاه كسى است كه ديده اش كور است و از ديدن جز دنيا، محجور و آن كس كه بيناست، نگاهش از دنيا بگذرد و از پس آن خانه ى آخرت را نگرد. پس بينا از دنيا رخت بردارد و نابينا رخت خويش در آن گذارد. بينا از دنيا توشه گيرد و نابينا براى دنيا توشه فراهم آورد.
در اين عبارت، لفظ بصير براى عاقل و لفظ اعمى براى جاهل استعاره شده و اجتماع بصر و عقل و نيز كورى و جهل ممكن است.


استعاره مصرحه عناديّه :

چنانچه گوينده، لفظ مستعار را در ضد يا نقيض معنايش به‌كار برد.
درآيه 21 سوره آل‌عمران ((فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَليم))ترساندن از عذاب دردناك الهى به جاىاَنْذِرهم با واژه ((بشّرهم)) بيان شده است، درحالى‌كه بشارت به خبر شادى‌بخش اختصاص دارد.

((فالصوره صوره انسان و القلب قلب حيوان... فذلك ميت الاحياء))( نهج البلاغه، خطبه 86)
صورت او صورت انسان است و دل او دل حيوان... مرده اى است ميان زندگان.
از آنجا که امكان اجتماع "موت" و "حيات" در يك شى موجود نيست این استعاره را عنادیه نامند.

استعاره تحقيقيه :

"و تَرَكنا بَعضَهُم يَومَئِذ يَموجُ فى بَعض"(كهف، آيه99) اصل موج، حركت آب است كه در اين آيه براى حركت يأجوج و مأجوج استعاره آورده شده است و هر سه، يعنى آب و يأجوج و مأجوج و حركت از امور حسّى هستند .

((ارسله بالدين المشهور و العلم الماثور و الکتاب المسطور و النور الساطع و الضياء اللامع و الامر الصادع.)) ( نهج البلاغه، خطبه 2)
او را بفرستاد با دين آشکار و نشانه‏هايي پديدار و قرآن نبشته در علم پروردگار، که نوري است رخشان و چراغي است فروزان و دستورهايش روشن و عيان.
علم استعاره است براي دين و نور و ضياء براي دانش نبوت و صادع، از ريشه صدع الزجاجه، معني شکستن شيشه، استعاره است براي تفکيک بين حق و باطل. و اينه تماما اموري است داراي تحقق عقلي.


استعاره تخييليه:

((فکان قد علقتکم مخالب المنيه.)) (نهج البلاغه) خطبه 84 گويي چنگالهاي مرگ بر شما آويخته است.
در جمله‏ي فوق، مرگ در حمله و يورش به جان انسانها، به درنده‏اي تشبيه شده است و براي تحقق مبالغه در تشبيه چنگالهايي فرض شده است که بدون آنها جانور درنده را ياراي حمله نيست. اثبات مخالب براي مرگ، (استعاره تخييليه) است.


استعارۀ عامّیـّۀ :

جامع آن مأنوس و معمولی است، به گونه‌ای كه ذهن به آسانی آن را درمی¬یابد، مانند جامع «شجاعت» در استعارۀ «شیر» به جای(( انسان شجاعِ))

استعارۀ خاصّـيۀ :

جامعِ آن نامأنوس و غیرمعمول است، به گونه‌ای كه ذهن به دشواری آن را درمی-یابد، مانند:
در نـعره خُـناق آرد و در جـلوه تَشَـنُّج
گـر بأسِ تو یاری ندهد كوس و عَلَم را



در این بیت «خناق» استعاره از «صدای كوس» و جامعِ آن «بَم بودن صدا» و نیز «تَشَنّج» استعاره از «تكان خوردن عَلَم» و جامع آن «لرزیدن» است.


استعاره مجرّده :

چنانچه صفت يا صفات مذكور در جمله با مستعارٌله مناسبت داشته باشد، استعاره مجرّده ناميده مى‌شود.
آيه شريفه 112 نحل"فَاَذقَهَا اللّهُ لِباسَ الجوعِ و الخَوفِ " در اين آيه، خداوند مواجهه با آثار زيانبار و فراگير ناشى از گرسنگى و ترس را به چشانيدن مزه تلخ تشبيه كرده است .

((لک ‌من‌ قلوبنا عقد الندم(( پشیمانی ‌از‌ قلب هایمان برای توست.
((عقد)) ‌به‌ معنای بستن استعاره مصرحه ‌از‌ محکم کردن است ‌و‌ محکم کردن پشیمانی ‌و‌ صورت گرفتن آن تشبیه ‌به‌ بستن ریسمان شده است ‌و‌ چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه یعنی «قلوب» ذکر شده، استعاره مجرده است.

استعاره مرشّحه :
در جمله ويژگيهاى مناسب با مستعارٌمنه ذكر شده باشد، استعاره مرشّحه ناميده مى‌شود.
براى مثال، استعاره در آيه 16 بقره "اُولـئِكَ الَّذينَ اشتَرَوُا الضَّلــلَةَ بِالهُدى فَما رَبِحَت تِجـرَتُهُم". واژه اشتَرَوُا براى‌مبادله و جايگزينى و انتخاب، استعاره آورده، و به همراه آن، دو ويژگى مستعارٌمنه يعنى ربح و تجارت ذكر شده است.

و طالب حثيث يحدوه فى الدنيا حتى يفارقها.(نهج البلاغه، خطبه 98(
و خواهانى شتابان- مرگ- در پى او افتاده و او را ميراند تا در دنيا نماند.
"طالب" استعاره براى مرگ و "حثيث" و "يحدوه" ترشيح اين استعاره است.


استعاره مطلقه :

اگر در استعاره‌اى به هيچ‌يك از ويژگيهاى مستعارٌله يا مستعارٌمنه اشاره نشود آن را استعاره مطلقه گويند.
در آيه 175سوره بقره: ((اُولـئِكَ الَّذينَ اشتَرَوُا الضَّلــلَةَ بِالهُدى والعَذابَ بِالمَغفِرَةِ فَما اَصبَرَهُم عَلَى النّار))
مناسبات و ملايمات هيچ‌يك از آن دو بيان نشده است ، جايگزينى و انتخاب ضلالت به جاى هدايت، و عذاب به جاى مغفرت، به خريد و فروش تشبيه شده است .

کم ‌من‌ حاسد قد شرق بی بغصته ‌و‌ شجی منی بغیظه.0
چه بسیار حسودی که ‌به‌ خاطر ‌من‌ غصه مثل آب ‌و‌ خشم مثل استخوان درگلویش گیر کرده است.
((غصة))استعاره ی مکنیه ‌از‌ آب است ‌و‌ چون در کلام، یکی ‌از‌ ملائمات مشبه ((غیظ)) ‌و‌ مشبه به «شجی» ذکر شده است استعاره مطلقه است.

استعاره تمثيليه :

استعاره تمثيليه كه برخلاف موارد گذشته در تركيبها و جمله‌ها جارى است.
آيه 42 سوره قلم((يَومَ يُكشَفُ عَن ساق)) روزى كه لباس از ساق پا برگرفته شود.
اين جمله براى بيان شدّت و دشوارى امرى استعاره آورده مى‌شود.

و لئن الجاتمونى الى المسير اليكم لاوقعن بكم وقعه لا يكون يوم الجمل اليها الا كلعقه لاعق. (نهج البلاغه، نامه )
اگر مرا از آمدن بسوى خود ناچار سازيد، چنان جنگى آغاز كنم كه جنگ جمل برابر آن بازى كودكانه باشد.
((لعقه لاعق)) مثلى است براى بيان چيز حقير و بى ارزش((لعقه)) به ضم لام نيز روايت شده و در آن صورت، به معنى مقدار محتواى قاشق است
آسیه تقوی
ارسال شده: 16 آذر 1392   ساعت: 7:25:09 ق.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو, کاربر عادی

تاریخ عضویت: 26/10/1388
ارسال ها: 97
بسم الله الرحمن الرحیم
دومین تمرین علوم بلاغی 2
ارکان استعاره1ـ مستعارمنه(مشبه به): معنای اولیه و ظاهری.
2ـ مستعارله(مشبه): معنای باطنی و مورد نظر شاعر.
3ـ جامع(وجه شبه): ارتباط میان واژه اولیه و واژه مورد نظر.
4ـ مستعار: لفظی که در آن استعاره شده است.
مثلاً در این بیت:
ای که بر مه کشی از عنبر سارا
چوگان مضطرب حال مگردان! من سرگردان را

در این بیت، مه "مستعارمنه" است. روی یار که به ماه تشبیه شده "مستعارله" است. "جامع" زیبایی و درخشندگی است؛ که باعث تشبیه روی دلدار به ماه شده است و لفظ "مه" مستعار است.

انواع استعاره از لحاظ وجود مشبه¬به1. استعاره مصرحه:
هرگاه در بیت مشبه به را بیابیم که در معنای حقیقی خود به‌کار نرفته و با معنای مفهومی خود در بیت رابطه‌ی تشبیهی داشته باشد ، آن لغت دارای استعاره مصرّحه است. برای نمونه :
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد بهار عارضش خطّی به خون ارغوان دارد
استعاره مصرّحه(تحقیقیه): اگر از کل تشبیه فقط "مشبه¬به" بماند استعاره را مصرحه یا آشکار می¬گویند؛ که خود بر چندین قسم است: (استعاره مصرحه مجرده، استعاره مصرحه مطلقه، استعاره مصرحه مرشحه، استعاره اصلیه و تبعیه، استعاره نزدیک و استعاره دور، وفاقیه و عنادیّه از انواع دیگر استعار ه مصرحه میباشد).

ا. استعاره مصرحه مجرده: مشبه¬به + صفات یا اجزاء مشبه(یعنی در کلام مشبه¬به با ملائمات مشبه همراه است).
ب. استعاره مصرحه مطلقه: مشبه¬به+ صفات یا اجزاء مشبه و مشبه¬به(یعنی مشبه¬به را ذکر کنیم و با ان هم از ملائمات مشبه¬به و هم از ملائمات مشبه چیزی بیاوریم).
ج. استعاره مصرحه مرشحه: مشبه¬به + صفات یا اجزاء همان مشبه¬به(یعنی مشبه¬به را همراه با یکی از ملائمات خود ان مشبه¬به ذکر
از لعل تو گریابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد (حافظ)
لعل، استعاره آشکار از لب سرخ یار است، زیرا حافظ به قرینه از آن زنهار خواسته.
د‌. استعاره اصلیه و تبعیه:
اصلیه: هر گاه اسم یا گروه اسمی، استعاره واقع شوند، استعاره را اصلیه میگویند:
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می¬کند شب همه شب دعای تو

"گل خوش نسیم" استعاره از معشوق و بلبل استعاره از عاشق است.

استعاره تبعیه: اگر صفت و فعل استعاره شوند، استعاره را تبعیه گویند.
تا بماند جانت خندان تا ابد
همچو جان پاک احمد بااحد (مولوی)
در این بیت "خندان" که صفت است، استعاره از شادابی و با طراوت بودن است.

استعاره وفاقیه و عنادیه
استعاره وفاقیه: استعاره¬ای که گرد آوردن و جمع بین مشبه و مشبه¬به در آن ممکن باشد:
"مرده را اگر بیاموزی و راه بنمایی زنده خواهد شد".
استعاره عنادیه: عکس وفاقیه است، یعنی آوردن مشبه و مشبه¬به بصورت یکجا ممکن نباشد:
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
در این بیت، استعاره عنادیه روی داده است؛ زیرا تبریک به مناسبت آمدن غم، که هر دو در یکجا نمی¬گنجد.
استعاره مکنیّه(تخییلیّه)
هرگاه شاعر مشبهی را در کنار یکی از ارکان و ویژگی‌های مشبه‌به بیاورد ، از صنعت استعاره مکنیه یا استعاره کنایه‌ای استفاده کرده است. برای نمونه :
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذر باد نگهبان لاله بود
حافظ در این بیت مهر را به مانند بذر دانسته که قابلیت کاشتن دارد. در واقع ویژگی بارز بذر و دانه که کاشته می‌شوند و بعد نتیجه می‌دهند را بدون ذکر مشبه‌به آورده و استعاره مکنیه را پدید آورده است
تو را از کنگره عرش می¬زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است(حافظ)
مشبه¬به "قصر" است که غیر جاندار و از لوازم کنگره عرش می¬باشد.
-استعاره مکنیه
به چشم عقل در این راهگذار پر آشوب
نگر که کار جهان بی¬ثبات و بی¬محل است(حافظ)
مشبه¬به "انسان" است و جاندار؛ و چشم از لوازم و ملائمان انسان می¬باشد.
تقسیم‌بندی از لحاظ دو سوی استعاره

این تقسیم‌بندی بر این اساس است که دو سوی استعاره هر کدام حسی یا عقلی باشند و بر چهار گونه است: محسوس به محسوس، معقول به معقول، معقول به محسوس و محسوس به معقول.

استعاره محسوس به معقول : حسّی بودن مستعارٌمنه و عقلی بودن مستعار و مستعارٌله
استعاره‌ای را که مستعارمنه آن، حسی، و مستعار و مستعارله، عقلی باشد «استعاره محسوس به معقول» گویند؛ مانند:
1. «... مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء...» (بقره// 214) . در این آیه مستعارمنه (مسّ) یک امر حسی و مستعارله «تحمل شدت»، و جامع (مستعار) «ممسوس» است که این دو عقلی‌اند.
2. «... فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِّن رَّبِّهِ...» (زمر// 22) . مستعارمنه در این‌جا «روشنی» است که می‌توان حس کرد؛ ولی مستعارله یعنی «هدایت» و جامع آن (باز هم «هدایت» است) هر دو عقلی‌اند.

راحله بیگم طالبی
ارسال شده: 17 آذر 1392   ساعت: 3:07:20 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 15/6/1387
ارسال ها: 232
به نام خدا

تمرین اول و دوم

تشبیه
قال على (عليه السلام):
أَلاَ وَ إِنَّ الْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُها، وَخُلِعَتْ لُجُمُهَا، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ في النَّار.
«آگاه باشيد كه خطاها و گناهان همانند مركب هاى چموش و نافرمانى است كه لجامى ندارند و سوار خود را به زمين مى زنند و آن ها را به درون جهنّم مى فرستند...( نهج البلاغه، خطبه 16).

نوع تشبیه به اعتبار طرفین آن تشبیه معقول به محسوس است
مشبه : خطایا ) یک امر عقلی (
مشبه به :خیل(مرکبها) که حسی است .
نوع تشبیه به اعتبار
مشبه : مفردمطلق (الْخَطَايَا)
مشبه به : مقید (خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُها، وَخُلِعَتْ لُجُمُهَا، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ في النَّار) است.
این تشبیه ازنوع تمثیلی است و به علت اینکه ادات تشبیه در آن ذکر نشده تشبیه مؤکد است.

2) -- قال علی (علیه السلام):
و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی (خطبه ی 3)
او می دانست که جایگاه من نسبت به خلافت چون آسیاب است که به دور محور حرکت می کند.
تشبیه جایگاه حضرت به موقعیت قطب در آسیاب که تشبیه معقول است به محسوس.


دومین تمرین الزامی:

استعاره ی اصلیه :لفظ مستعار جامد است.
مثال: ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می¬کند شب همه شب دعای تو

"گل خوش نسیم" استعاره از معشوق و بلبل استعاره از عاشق است.

استعاره ی مکنیه:لفظ مستعار مشبه است.
مثال:
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذر باد نگهبان لاله بود
حافظ در این بیت مهر را به مانند بذر دانسته که قابلیت کاشتن دارد. در واقع ویژگی بارز بذر و دانه که کاشته می‌شوند و بعد نتیجه می‌دهند را بدون ذکر مشبه‌به آورده و استعاره مکنیه را پدید آورده است.

تبعیه :لفظ مستعار مشتق است.
مثال: تا بماند جانت خندان تا ابد
همچو جان پاک احمد بااحد (مولوی)
در این بیت "خندان" که صفت است، استعاره از شادابی و با طراوت بودن است.

مصرحه:لفظ مستعارمشتق است.
مثال: ارغوان جـامِ عقـیقی به سمن خواهـد داد
چشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد
(حافظ)

وفاقیه:مفهوم مشبه و مشبه به در یک شیء جمع شده است.
مثال: مرده را اگر بیاموزی و راه بنمایی زنده خواهد شد.

عنادیه:مفهوم مشبه و مشبه به در یک شیء جمع نشده است.
مثال: تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم

تحقیقیه :مفهوم لفظ مستعار محسوس یا معقول است.
مثال: مانند «شیر» در معنی «انسانِ شجاع» و عقلی، مانند «صراطِ مستقیم» در معنی دینِ مبین

تخیییلیه
:مفهوم لفظ مستعارموهوم وخیالی است.
مثال: تو را از کنگره عرش می¬زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است(حافظ)

عامیه:وصف مشترک میان مستعارله و مستعارمنه بر همگان اشکار است.
مثال: مانند جامع «شجاعت» در استعارۀ «شیر» به جای انسان شجاعِ.

خاصیه :وصف مشترک میان طرفین استعاره پنهان و نا معلوم است.
مثال: در نـعره خُـناق آرد و در جـلوه تَشَـنُّج
گـر بأسِ تو یاری ندهد كوس و عَلَم را
(انوری)

مطلقه
:هرگاه استعاره پس از گرفتن اجزا و قرائن بدون هر گونه قید و وصف برای مستعارله یا مستعار منه باشد.
مثال: من که سراینده ی این نوگلم باغ تر از نغمه سرا بلبلم
نوگل استعاره از مخزن الاسرار
همچنین : آيه175 بقره/2 مناسبات و ملايمات هيچ‌يك از آن دو بيان نشده است: «اُولـئِكَ الَّذينَ اشتَرَوُا الضَّلــلَةَ بِالهُدى والعَذابَ بِالمَغفِرَةِ فَما اَصبَرَهُم عَلَى النّار».[یعنی آن‏ها کسانی هستند که رستگاری را فروختند و گمراهی را خریدند و این تجارتشان را سودی نیست.]
در اين آيه، جايگزينى و انتخاب ضلالت به جاى هدايت، و عذاب به جاى مغفرت، به خريد و فروش تشبيه، و لفظ«اشتَرَوُا»براى آن جايگزينى، استعاره آورده شده است، بدون آنكه به هيچ‌يك از ويژگيهاى مستعارٌله يا مستعارٌمنه اشاره شود

مجرده:استعاره پس از گرفتن اجزا وصف متناسب با مستعارله دارد.
مثال:لاله به اتشگه راز امده چون مغ هندو به نماز امده
اتشگه استعاره مصرحه ی مجرده از لاله زار
هندواستعاره ی مصرحه ی مجرده از لاله

مرشحه: استعاره پس از ملاحظه ی ارکان و قرینه وصف متناسب با مستعار منه داشته باشد.
مثال: تازه ترین سنبل صحرای ناز خاصه ترین گوهر دریای راز
سنبل و گوهر استعاره از پیامبر (ص)

تمثیلیه:مشبه و مشبه به از امور مختلف گرفته شده اند.
مثال: عاد السیف الی قرابهِ یعنی شمشیر به غلافش بازگشت . در باره انسان فعالی گویند که به موطنش بر گشته .
اعظم شریف خانی
ارسال شده: 18 آذر 1392   ساعت: 2:51:32 ب.ظ.
رتبه: عضو فعال
گروه ها: دانشجو

تاریخ عضویت: 17/9/1388
ارسال ها: 178
به نام خدا
باسلام واحترام
انواع استعاره

اصلیّه: مستعارجامد(ذات یامصدر)است.
مثال: - نورهم یسعی بین ایدیهم ‌و‌ بایمانهم
ترجمه: نورشان در مقابلشان ‌و‌ در سمت راستشان حرکت می کند.
توضیح:نوراستعاره ازانسان است

تبعیّه: مستعار(مشبه به)مشتق(فعل،وصف،اسم اشاره،اسم موصول،حروف)باشد
مثال: أَلْبِسْنِي عَافِيَتَكَ(صحیفۀ سجادیه)
ترجمه:عافیتت رابرمن بپوشان
توضیح: عافیت(مشبه) به لباس(مشبه به) تشبیه شده وازفعل پوشاندن(البسنی) استفاده شده

مصرّحه(تصریحیّه): مستعاردراصل مشبه به است
مثال: قَالُواْ طَئرُِكُم مَّعَكُمْ (یس/19)
ترجمه: گفتند: شومىِ شما با خود شماست
توضیح:بدشومی (مشبه) تشبیه به پرنده (مشبه به)شده است

بالکنایه:مستعاردراصل مشبه است
مثال: هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذر باد نگهبان لاله بود(حافظ)
توضیح: حافظ در این بیت مهر(مشبه) را به مانند بذر(مشبه به) دانسته که قابلیت کاشتن دارد. در واقع ویژگی بارز بذر و دانه است که کاشته می‌شوند و بعد نتیجه می‌دهند را بدون ذکر مشبه‌به آورده و استعاره بالکنایه را پدید آورده است.

وفاقیّه: مفهوم مشبه ومشبه به دریک شیء جمع میشود
مثال: قَالُواْ طَئرُِكُم مَّعَكُمْ (یس/19)
ترجمه: گفتند: شومىِ شما با خود شماست
توضیح: كلمه" طائر" در جمله" طائِرُكُمْ مَعَكُمْ" در اصل طير (مرغى چون كلاغ) است كه عرب با ديدن آن فال بد مى‏زد، و سپس مورد استعمالش را توسعه دادند و به هر چيزى كه با آن فال بد زده مى‏شود طير گفتند

عنادیّه: مفهوم مشبه ومشبه به دریک شیء جمع نمیشود
مثال: تنبهنی ‌من‌ رقده الغافلین ‌و‌ سنة المسرفین ‌و‌ نعسة المخذولین
ترجمه: مرا ‌از‌ خواب غافلان ‌و‌ چرت اسرافکاران ‌و‌ خوارشدگان بیدار کن.
توضیح: انسان نمی تواند هم درخواب باشد وهم متوجه غفلت خود باشد واین دودریک جاجمع نمیشود

تحقیقیّه حسی: مفهوم لفظ مستعارمحسوس است
مثال: وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(الاعراف/204)
ترجمه:وزمانیکه قرآن خوانده میشود بدان گوش دهید وساکت باشید،باشدکه موردرحمت واقع شوید
توضیح:قرآن یعنی خواندنی،ولی منظورکتاب قرآن مجید است ،که امری حسی است

تحقیقیّه عقلی: مفهوم لفظ مستعار به امورمعقول اشاره دارد
مثال: اتیتک ‌من‌ الابواب التی امرت ان تؤتی منها
ترجمه: ‌به‌ سوی ‌تو‌ ‌از‌ طریق درهایی که دستور دادی ‌از‌ آن وارد شویم آمدم
توضیح: «الابواب» استعاره ی مصرحه ‌از‌ توبه است ‌و‌ توبه ‌به‌ در تشبیه شده است ‌و‌ چون مشبه یعنی توبه عقلی است پس استعاره تحقیقیه است.

تخییلیّه: مفهوم بدست آمده ازلفظ مستعارنه حسی است نه عقلی
مثال: زَیّن اوقاتَه بِطاعتِنا
ترجمه :اوقاتش ‌را‌ ‌با‌ طاعت ما بیارای
توضیح :«زین» استعاره ی تخیلیه است، چون« اوقات» استعاره ی مکنیه ‌از‌ انسان است ‌و‌ «زین» که قرینه ی آن است یک استعاره ی تخیلیه است ‌و‌ تزیین تخیلی شبیه ‌به‌ تزیین حقیقی شده است

عامیّه: وصف مشترک میان طرفین استعاره برهمگان آشکارباشد
مثال: تقدیم به شکوفه های زندگیم
توضیح:دراینجا فرزند(مشبه) تشبیه به شکوفۀ زندگی(مشبه به) شده که برای همگان آشنااست

خاصیّه: وصف مشترک میان طرفین استعاره برافرادخاص آشکارباشد
مثال: الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا فىِ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلىَ الْعَرْش‏
ترجمه: آن كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز بيافريد، سپس بر عرش- مقام فرماندهى بر جهان هستى- بر آمد
توضیح: معنای حقیقی عرش برای افرادخاصی قابل فهم است

مجرّده: وصف متناسب بامشبه است
مثال: لک ‌من‌ قلوبنا عقد الندم
ترجمه: پشیمانی ‌از‌ قلب هایمان برای توست
توضیح:« عقد» ‌به‌ معنای بستن، مانند بستن ریسمان به چیزی است ودراینجا «عقدالندم»متناسب باقلب است که باپشیمانی بسته میشود

مرشّحه:وصف متناسب بامشبه به است
مثال: نورد ‌من‌ ابواب الطاعة لک
ترجمه: ‌از‌ درهای طاعت ‌به‌ پیشگاه ‌تو‌ وارد می شویم
توضیح: «الطاعه» استعاره ‌از‌ اتاق است چون یکی ‌از‌ لوازم مشبه ‌به‌ یعنی «نورد»ازواردشدن ذکر شده است

مطلّقه: وصفی درکلام نیست
مثال: زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا(طه/131)
ترجمه: دنیا غنچه است
توضیح:دنیاازنظراینکه آرزوی انسان درآن هیچگاه تمام نمیشود به غنچه شبیه شده ، وچون برای ان هیچگونه وصفی نیامده مطلقه به شمارمیرود –لفظ الحیاة الدنیا،قرینه مانعه است

تمثیلیّه: دوطرف استعاره جمله است (ضرب المثل) وفقط مستعار(مشبه به)می آید
مثال: بیضه الیوم خیر من دجاجه الغد
ترجمه: تخم مرغ امروز بهترازمرغ فرداست (سركه نقد به زحلوای نسیه است)
توضیح:منظوریا مستعارله این است که چیزی که امروز موجوداست هرچندکم ،به ارزوی چیزبهترفرداکه ممکن است دست نیافتنی باشدازدست نمی دهد



باتشکر-ومن الله التوفیق
کاربران بازدید کننده این بحث
Guest

پرش به تالار
شما نمی‌توانید بحث جدیدی را در تالار گفتگو ایجاد کنید.
شما نمی‌توانید به مطالب تالار پاسخ دهید.
شما نمی‌توانید مطالب ارسالی خود را حذف کنید.
شما نمی‌توانید مطالب ارسالی خود را در این تالار ویرایش کنید.
شما نمی‌توانید در این تالار بخش نظرخواهی بسازید
شما نمی‌توانید در نظرخواهی این تالار شرکت کنید


.Copyright © 2006 Masir IT Co. All rights reserved